nubbles

[ایالات متحده]/ˈnʌb.əl/
[بریتانیا]/ˈnʌb.əl/

ترجمه

n. یک توده یا برآمدگی کوچک؛ یک جرم گرد کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

nubble up

بالا رفتن

nubble down

پایین رفتن

nubble away

دور رفتن

nubble it

آن را انجام بده

nubble out

بیرون رفتن

nubble around

چ دور زدن

nubble together

با هم بودن

nubble for

برای

nubble with

با

nubble on

روشن کردن

جملات نمونه

he found a nubble of yarn in the corner of the room.

او یک تکه نخ در گوشه اتاق پیدا کرد.

the cat played with a nubble of string.

گربه با یک تکه نخ بازی کرد.

she noticed a nubble of dust on the shelf.

او یک تکه گرد و غبار روی قفسه را متوجه شد.

there was a nubble of chocolate left in the jar.

یک تکه شکلات در ظرف باقی مانده بود.

he picked up a nubble of paper from the floor.

او یک تکه کاغذ از روی زمین برداشت.

she found a nubble of cheese in the fridge.

او یک تکه پنیر در یخچال پیدا کرد.

there was a nubble of ice on the sidewalk.

یک تکه یخ روی پیاده‌رو وجود داشت.

the child held a nubble of clay in her hand.

کودک یک تکه خاک رس را در دستش نگه داشت.

he carved a nubble of wood into a small figure.

او یک تکه چوب را به یک شکل کوچک تبدیل کرد.

she discovered a nubble of fabric in her sewing kit.

او یک تکه پارچه را در کیت خیاطی خود کشف کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید