nubile

[ایالات متحده]/ˈnjuːbaɪl/
[بریتانیا]/ˈnuːbaɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مناسب برای ازدواج; از نظر جنسی جذاب.
Word Forms
جمعnubiles

جملات نمونه

a nubile young woman

یک زن جوان و زیبا

he employed a procession of nubile young secretaries.

او یک دسته از دبیران جوان و جذاب استخدام کرد.

She is a nubile young woman.

او یک زن جوان و زیباست.

Nubile women are often portrayed in advertisements.

معاشره زنان جوان و زیبا اغلب در تبلیغات به تصویر کشیده می شوند.

He is attracted to nubile models.

او به مدل های جوان و زیبا جذب می شود.

The magazine features nubile actresses on its cover.

مجله دارای بازیگران جوان و زیبا در جلد خود است.

She dreams of becoming a nubile bride one day.

او آرزو دارد یک روز عروس جوان و زیبا شود.

The film industry often casts nubile actresses in leading roles.

صنعت فیلم اغلب بازیگران جوان و زیبا را در نقش های اصلی انتخاب می کند.

Nubile dancers performed gracefully on stage.

رقصندگان جوان و زیبا به طور باوقار روی صحنه اجرا کردند.

The fashion industry sets unrealistic standards for nubile models.

صنعت مد استانداردهای غیرواقعی برای مدل های جوان و زیبا تعیین می کند.

Nubile characters are common in romantic novels.

شخصیت های جوان و زیبا در رمان های عاشقانه رایج هستند.

She exudes a nubile charm that captivates everyone around her.

او جذابیت جوان و زیبایی را از خود ساطع می کند که همه اطرافیان را مجذوب خود می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید