nudnik

[ایالات متحده]/ˈnʌdnɪk/
[بریتانیا]/ˈnʌdnɪk/

ترجمه

n. یک شخص خسته‌کننده؛ یک شخص مزاحم
Word Forms
جمعnudniks

عبارات و ترکیب‌ها

annoying nudnik

نادِک آزاردهنده

classic nudnik

نادِک کلاسیک

persistent nudnik

نادِک اصرارآمیز

real nudnik

نادِک واقعی

total nudnik

نادِک کامل

little nudnik

نادِک کوچک

big nudnik

نادِک بزرگ

funny nudnik

نادِک خنده‌دار

friendly nudnik

نادِک دوستانه

typical nudnik

نادِک معمول

جملات نمونه

he can be such a nudnik when he doesn't get his way.

وقتی نمی‌خواهد راه خود را پیدا کند، می‌تواند آدم بسیار آزاردهنده‌ای باشد.

don't be a nudnik and let others enjoy the party.

آزاردهنده نباشید و اجازه دهید دیگران از مهمانی لذت ببرند.

her constant questions made her a nudnik during the meeting.

سوالات مداوم او باعث شد در طول جلسه آزاردهنده به نظر برسد.

he's a nudnik about following the rules too strictly.

او در مورد پیروی از قوانین به شدت سختگیرانه است و آدم آزاردهنده‌ای به نظر می‌رسد.

stop being a nudnik and just go with the flow.

آزاردهنده بودن را متوقف کنید و فقط با جریان پیش بروید.

everyone finds him a nudnik because he always complains.

همه او را آزاردهنده می‌دانند زیرا همیشه شکایت می‌کند.

she acts like a nudnik when she tries to control everything.

وقتی سعی می‌کند همه چیز را کنترل کند، مانند یک آدم آزاردهنده رفتار می‌کند.

being a nudnik won't win you any friends.

آزاردهنده بودن باعث نمی‌شود دوست پیدا کنید.

he’s such a nudnik about punctuality; it drives everyone crazy.

او در مورد به موقع بودن بسیار آزاردهنده است؛ این باعث دیوانگی همه می‌شود.

she’s a nudnik when it comes to planning the itinerary.

وقتی صحبت از برنامه ریزی سفر می‌شود، او آدم آزاردهنده‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید