nutties

[ایالات متحده]/'nʌtɪ/
[بریتانیا]/'nʌti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی بسیاری از آجیل‌ها، شبیه آجیل‌ها، یا مشخصه‌ی اشتیاق

جملات نمونه

a nutty vegetable bake.

یک غذای گیاهی خوشمزه و مغذی

he is nutty about boats.

او به شدت علاقه مند به قایق ها است.

he came up with a few nutty proposals.

او چند پیشنهاد عجیب و غریب ارائه کرد.

wild rice has a very nutty flavour.

برنج وحشی طعم بسیار مغذی ای دارد.

The wild turkey often has a nutty taste when cooked.

گوشت بوقلمون وحشی اغلب وقتی پخته شود طعم مغذی ای دارد.

He looked all right, but when he began to talk, we saw that he was as nutty as a fruitcake.

او خوب به نظر می رسید، اما وقتی شروع به صحبت کردیم، متوجه شدیم که به طرز عجیبی مثل یک کیک میوه ای است.

He’s as nutty as a fruitcake. Do you know what he did yesterday? He had lunch out in the garden in the pouring rain.

او به طرز عجیبی مثل یک کیک میوه ای است. می دانید دیروز چه کار کرد؟ ناهار را در باغ در باران شدید خورد.

He liked thick giblet soup, nutty gizzards, a stuffed roast heart, liver slices fried with crustcrumbs, fried hencod's roes.

او عاشق سوپ غلیظ جگر، جگرهای مغذی، قلب کبابی پر شده، تکه‌های کبد سرخ شده با نان خرد شده و تخم سرخ شده هنجک بود.

نمونه‌های واقعی

So you can say as nutty, " She's as nutty as a fruitcake" .

پس می‌توانید بگویید مثل یک کیک میوه‌ای دیوانه وار.

منبع: Leila and Sabrah's idioms English class

Moist, full of fruit, nutty, ah! I love it.

مرطوب، پر از میوه، دیوانه وار، آه! من دوستش دارم.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

It comes up with some nutty stuff.

این چیزهای دیوانه وار را به ارمغان می آورد.

منبع: Crash Course Astronomy

It is nutty. - Yes, it's very nutty.

این دیوانه وار است. - بله، خیلی دیوانه وار است.

منبع: Gourmet Base

Now critics might say it was a little " nutty" .

حالا منتقدها ممکن است بگویند کمی " دیوانه وار " بود.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

He admitted that some of the letters were nutty.

او اعتراف کرد که برخی از نامه ها دیوانه وار بودند.

منبع: The Economist (Summary)

To make a nutty sauce that to go in.

برای درست کردن یک سس دیوانه وار که داخل آن برود.

منبع: Gourmet Base

Tender, nutty, kind of more creamy in their consistency.

ملایم، دیوانه وار، تا حدودی خامه‌ای تر در بافت آنها.

منبع: Gourmet Base

But the nutty taste will go really well with cherries.

اما طعم دیوانه وار با گیلاس ها خیلی خوب می شود.

منبع: Victoria Kitchen

They're chewier, with a nutty flavour, and really nutritious.

آنها جویدنی تر هستند، با طعم دیوانه وار و واقعاً مغذی.

منبع: BBC documentary "Mom's Home Cooking"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید