nymphet

[ایالات متحده]/'nɪmfet/
[بریتانیا]/'nɪmfɛt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دختر جوان آسمانی، زن جوان زودرس، خانم ولنگار.
شکل‌های واژه
جمعnymphets

جملات نمونه

the nymphet image renders women safe, unthreatening, and biddable.

تصویری از دوشیزه، زنان را امن، غیرتهدیدکننده و مطیع نشان می‌دهد.

Grammar Of or being a suffix that indicates smallness, youth, familiarity, affection, or contempt, as -let in booklet, -kin in lambkin, or -et in nymphet.

دستور زبان یا پسوندی که نشان دهنده کوچکی، جوانی، آشنایی، محبت یا تحقیر است، مانند -let در بروشور، -kin در lambkin یا -et در nymphet.

Reader must understand that in the possession and thralldom of a nymphet the enchanted traveler stands, as it were, beyond happiness.

خواننده باید درک کند که مسافر مسحور شده در اختیار و بردگی یک نیمپت قرار دارد، به طوری که فراتر از خوشبختی است.

Lolita is often described as a nymphet in the novel.

لولیتا اغلب به عنوان یک دوشیزه در رمان توصیف می‌شود.

The term 'nymphet' is often used to describe a young girl who is sexually attractive.

از اصطلاح 'دوشیزه' اغلب برای توصیف دختری جوان که از نظر جنسی جذاب است استفاده می‌شود.

He was captivated by the nymphet's innocent charm.

او مجذوب جذابیت معصومانه دوشیزه شد.

The movie portrays the main character as a nymphet who captivates everyone around her.

فیلم شخصیت اصلی را به عنوان دوشیزه‌ای به تصویر می‌کشد که همه را در اطراف خود مجذوب می‌کند.

The artist painted a portrait of a nymphet with flowing hair and bright eyes.

هنرمند پرتره‌ای از دوشیزه‌ای با موهای بلند و چشمان روشن کشید.

She has the allure of a nymphet, with her youthful beauty and playful demeanor.

او جذابیت یک دوشیزه را دارد، با زیبایی جوانی و رفتار بازیگوشش.

The fashion industry often features models who embody the look of a nymphet.

صنعت مد اغلب مدل‌هایی را به نمایش می‌گذارد که ظاهر یک دوشیزه را به تصویر می‌کشند.

The novel explores the complex relationship between the protagonist and the nymphet he is infatuated with.

رمان رابطه پیچیده بین شخصیت اصلی و دوشیزه‌ای که او شیفته اوست را بررسی می‌کند.

Her innocent demeanor and youthful beauty gave her the aura of a nymphet.

رفتار معصومانه و زیبایی جوانی او به او حال و هوای یک دوشیزه بخشید.

The photographer captured the essence of a nymphet in his latest photo shoot.

عکاس جوهر یک دوشیزه را در آخرین تست عکسبرداری خود به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید