nympholepsy

[ایالات متحده]/ˌnɪm.fəʊˈlɛp.si/
[بریتانیا]/ˌnɪm.fəˈlɛp.si/

ترجمه

n. حالت جنون یا وسواس، به ویژه در ارتباط با تمایل جنسی؛ تمایل جنسی بیش از حد؛ عمل جراحی که شامل برداشتن لبیای مینور است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

nympholepsy dreams

نیمپولپسي رؤیاها

nympholepsy obsession

وسواس نیمپولپسي

nympholepsy fantasy

فانتزی نیمپولپسي

nympholepsy syndrome

سندرم نیمپولپسي

nympholepsy feelings

احساسات نیمپولپسي

nympholepsy attraction

جذابیت نیمپولپسي

nympholepsy experience

تجربه نیمپولپسي

nympholepsy state

وضعیت نیمپولپسي

nympholepsy awareness

آگاهی نیمپولپسي

nympholepsy phenomenon

پدیده نیمپولپسي

جملات نمونه

his nympholepsy for the mythical creatures was evident in his art.

عشق او به موجودات افسانه‌ای در آثار هنری‌اش آشکار بود.

the novel explores themes of nympholepsy and obsession.

این رمان مضامین افسون‌زدگی و وسواس را بررسی می‌کند.

she experienced a nympholepsy that made her lose track of time.

او تجربه‌ای از افسون‌زدگی داشت که باعث می‌شد ردی از زمان گم کند.

nympholepsy can lead to unrealistic expectations in relationships.

افسون‌زدگی می‌تواند منجر به انتظارات غیرواقعی در روابط شود.

his nympholepsy for the fantasy world consumed his life.

عشق او به دنیای فانتزی زندگی‌اش را فرا گرفت.

she wrote a poem about her nympholepsy for lost love.

او شعر درباره افسون‌زدگی‌اش برای عشق گمشده سرود.

understanding nympholepsy can help in personal growth.

درک افسون‌زدگی می‌تواند به رشد شخصی کمک کند.

his nympholepsy was reflected in his choice of movies.

افسون‌زدگی او در انتخاب فیلم‌هایش منعکس می‌شد.

nympholepsy often intertwines with feelings of nostalgia.

افسون‌زدگی اغلب با احساسات نوستالژی در هم می‌آمیزد.

she sought therapy to address her nympholepsy and its effects.

او برای رفع افسون‌زدگی و اثرات آن به دنبال درمان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید