obi belt
کمربند اوبی
obi design
طراحی اوبی
obi style
سبک اوبی
obi knot
گره اوبی
obi sash
نگهبان اوبی
obi wrap
پیچ اوبی
obi fabric
پارچه اوبی
obi print
چاپ اوبی
obi accessory
اکسسوری اوبی
obi collection
کلکسیون اوبی
she wore a beautiful obi with her kimono.
او یک اوبی زیبا با کیمونویش پوشید.
the obi is an essential part of traditional japanese attire.
اوبی بخش ضروری لباس سنتی ژاپنی است.
he learned how to tie an obi properly for the ceremony.
او یاد گرفت که چگونه اوبی را به درستی برای مراسم ببندد.
her obi was adorned with intricate patterns.
اوبی او با طرح های پیچیده تزئین شده بود.
the color of the obi matched her outfit perfectly.
رنگ اوبی به طور کامل با لباس او مطابقت داشت.
they sell various styles of obi in the market.
آنها سبک های مختلف اوبی را در بازار می فروشند.
he admired the craftsmanship of the handmade obi.
او از هنر و مهارت ساخت اوبی دست ساز تحسین کرد.
wearing an obi can enhance the elegance of a kimono.
پوشیدن اوبی می تواند ظرافت کیمونو را افزایش دهد.
she chose a vibrant obi to celebrate the festival.
او یک اوبی پر جنب و جوش برای جشن گرفتن جشنواره انتخاب کرد.
the obi is often tied in a bow at the back.
اوبی اغلب در پشت به شکل یک گره بسته می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید