obligato

[ایالات متحده]/ˌɒblɪˈɡɑːtəʊ/
[بریتانیا]/ˌɑːblɪˈɡɑːtoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک همراه ضروری در موسیقی
adj. نباید حذف شود یا نادیده گرفته شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

obligato part

گذر اجباری

obligato line

خط اجباری

obligato instrument

ساز اجباری

obligato voice

صدای اجباری

obligato melody

ملودی اجباری

obligato theme

تم اجباری

obligato section

بخش اجباری

obligato role

نقش اجباری

obligato accompaniment

همراهی اجباری

obligato feature

ویژگی اجباری

جملات نمونه

his presence was obligato for the performance to succeed.

حضور او برای موفقیت اجرا ضروری بود.

in this composition, the violin plays an obligato part.

در این قطعه، ویولن یک بخش اجباری می‌نوازد.

the obligato melody added depth to the song.

ملودی اجباری عمق بیشتری به آهنگ بخشید.

her advice was obligato in making the right decision.

توصیه او برای تصمیم‌گیری درست ضروری بود.

for the project, teamwork is obligato.

برای پروژه، کار گروهی ضروری است.

the obligato section of the score requires careful attention.

بخش اجباری قطعه نیازمند توجه دقیق است.

in this context, respect is obligato for effective communication.

در این زمینه، احترام برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

the obligato harmonies enhance the overall sound.

هارمونی‌های اجباری، صدای کلی را بهبود می‌بخشند.

understanding the rules is obligato for all players.

درک قوانین برای همه بازیکنان ضروری است.

his role as a mentor was obligato for the team's growth.

نقش او به عنوان یک مربی برای رشد تیم ضروری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید