watcher

[ایالات متحده]/'wɒtʃə(r)/
[بریتانیا]/'wɔtʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرپرست; ناظر; نگهبان; ناظر انتخاباتی

عبارات و ترکیب‌ها

clock watcher

تماشاگر ساعت

جملات نمونه

a fire watcher; a China watcher.

نگهبان آتش‌سوزی؛ ناظر چین

bird watchers on the alert for a rare species.

مشاهده‌کنندگان پرندگان در حالت هوشیاری برای یافتن گونه‌های نادر.

the keen-sighted watcher may catch a glimpse.

تماشاگر تیزبین ممکن است نگاهی بیندازد.

"The robber broke into the bank at the storm night, gambling on the fact the night watchers wouldn't find it because of the thunder and lightning."

«سارق وارد بانک در شب طوفانی شد و با توجه به اینکه نگهبانان شب به دلیل رعد و برق آن را پیدا نخواهند کرد، قمار می‌کرد.»

But besides the meanderings of the Dow and S&P some market watchers have been eyeing volume numbers which have been pretty piddling lately.

اما علاوه بر نوسانات داو و اس‌اندپی، برخی از ناظران بازار اخیراً به اعداد حجم توجه داشته‌اند که نسبتاً ناچیز بوده‌اند.

avid watcher of sports

تماشاگر پرشور ورزش‌ها

casual watcher of movies

تماشاگر گاه به گاه فیلم‌ها

watcher of the skies

نگهبان آسمان‌ها

silent watcher in the corner

نگهبان ساکت در گوشه

active watcher in the discussion

نگهبان فعال در بحث

loyal watcher of the TV series

تماشاگر وفادار سریال‌های تلویزیونی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید