involve

[ایالات متحده]/ɪnˈvɒlv/
[بریتانیا]/ɪnˈvɑːlv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. شامل شدن; دربر داشتن; درهم آمیختن; خود را وقف کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

involve in

درگیر شدن در

involve with

درگیر شدن با

جملات نمونه

involved in a conspiracy.

درگیر توطئه

be involved in trouble

درگیر مشکلات بودن

be involved in disaster

درگیر فاجعه بودن

it would involve the articulation of a theory of the just war.

این شامل بیان نظریه‌ای در مورد جنگ عادلانه خواهد بود.

a long, involved conversation.

یک مکالمه طولانی و پیچیده

evidence that involved the governor in the scandal.

دلایلی که فرماندار را در رسوایی درگیر می‌کرد.

a castle that was involved in mist.

قلعه‌ای که در مه غرق شده بود.

redox reactions involve electron transfer.

واکنش‌های ردوکس شامل انتقال الکترون می‌شوند.

the project may involve people with specialist knowledge.

این پروژه ممکن است شامل افرادی با دانش تخصصی باشد.

education involves the transference of knowledge.

آموزش شامل انتقال دانش می شود.

involve a number to the fifth power

شامل عددی به توان پنجم

The experiment involved 12 subjects.

این آزمایش شامل 12 موضوع بود.

It is professional suicide to involve oneself in illegal practices.

درگیر شدن در فعالیت‌های غیرقانونی، خودکشی حرفه‌ای است.

This lesson involves a lot of work.

این درس شامل کار زیادی است.

Don't involve me in your quarrel.

من را در نزاع شما دخالت ندهید.

Don't involve yourself in unnecessary dispute.

خودتان را در نزاع غیر ضروری دخالت ندهید.

Don't involve yourself with those people.

خودتان را با آن افراد درگیر نکنید.

He was financially involved with a villain.

او از نظر مالی با یک شرور در ارتباط بود.

a discussion of the issues involved

بحثی در مورد مسائل درگیر

نمونه‌های واقعی

Participating doesn't necessarily involve a huge time commitment.

شرکت کردن لزوماً شامل تعهد زمانی بزرگ نیست.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13

Roughly 300 savings and loans involved, roughly 600 senior officials.

تقریباً 300 موسسه وام‌دهی و 600 مقام ارشد درگیر بودند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2014 Collection

Uh, to protect those involved, I'll be changing their names.Who's involved?

اممم، برای محافظت از افراد درگیر، نام آنها را تغییر خواهم داد. چه کسانی درگیر هستند؟

منبع: The Big Bang Theory Season 6

Aircraft, ships, satellite information and a remote underwater vehicle were all involved.

هواپیماها، کشتی‌ها، اطلاعات ماهواره‌ای و یک وسیله نقلیه زیرآبی از راه دور همگی درگیر بودند.

منبع: CNN 10 Student English November 2017 Collection

We covered several developments involving robotic systems.

ما به چندین پیشرفت در زمینه سیستم‌های رباتیک پرداختیم.

منبع: VOA Slow English Technology

Aristotle tried to get involved as well.

ارسطو هم سعی کرد درگیر شود.

منبع: TED Talks (Audio Version) September 2016 Collection

The silent walk does not involve multitasking.

پیاده‌روی بی‌صدا شامل چند وظیفه‌ای بودن نمی‌شود.

منبع: New York Times

Attorney General William Barr got personally involved.

وکیل کل کشور ویلیام بار شخصاً درگیر شد.

منبع: NPR News December 2020 Compilation

Helicopters are also involved in the operation.

بالگردهای هم در این عملیات درگیر هستند.

منبع: CRI Online February 2013 Collection

Lots of those traditions involve what you eat.

بسیاری از آن سنت‌ها شامل آنچه می‌خورید، می‌شود.

منبع: 2024 New Year Special Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید