obsesses

[ایالات متحده]/əbˈsɛsɪz/
[بریتانیا]/əbˈsɛsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور مداوم ذهن کسی را مشغول یا آزار دادن؛ جلب توجه یا نگه داشتن توجه کسی به طرز شدیدی؛ باعث شدن که کسی به چیزی به طور بیش از حد علاقه‌مند یا متمرکز شود؛ جعل کردن کسی به حالت وسواس یا عشق شدید

عبارات و ترکیب‌ها

obsesses over

علاقه وسواس‌گونه به

obsesses about

علاقه وسواس‌گونه درباره

obsesses with

علاقه وسواس‌گونه با

obsesses me

من را وسواس می‌کند

obsesses him

او را وسواس می‌کند

obsesses her

او را وسواس می‌کند

obsesses them

آنها را وسواس می‌کند

obsesses over details

وسواس در مورد جزئیات

obsesses over perfection

وسواس در مورد کمال

obsesses with work

وسواس با کار

جملات نمونه

she obsesses over every detail in her work.

او بر روی هر جزئیاتی در کار خود وسواس دارد.

he obsesses about his appearance.

او در مورد ظاهر خود وسواس دارد.

many fans obsess over their favorite celebrities.

بسیاری از طرفداران بر روی مشاهیر مورد علاقه خود وسواس دارند.

she obsesses with planning the perfect wedding.

او در مورد برنامه ریزی عروسی کامل وسواس دارد.

he obsesses about winning every game.

او در مورد برنده شدن در هر بازی وسواس دارد.

they obsesses over their social media presence.

آنها بر روی حضور خود در رسانه های اجتماعی وسواس دارند.

she obsesses about getting the best grades.

او در مورد گرفتن بهترین نمرات وسواس دارد.

he obsesses over collecting rare coins.

او در مورد جمع آوری سکه های کمیاب وسواس دارد.

she obsesses about her fitness routine.

او در مورد برنامه تناسب اندام خود وسواس دارد.

he obsesses over the latest technology trends.

او در مورد آخرین روندها در فناوری وسواس دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید