obsolescent

[ایالات متحده]/ˌɒbsəˈlesnt/
[بریتانیا]/ˌɑːbsəˈlesnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قدیمی شدن یا دیگر در استفاده نبودن

جملات نمونه

an obsolescent design

یک طرح منسوخ

The technology is becoming obsolescent.

فناوری در حال منسوخ شدن است.

The company decided to replace the obsolescent machinery.

شرکت تصمیم گرفت ماشین‌آلات منسوخ شده را جایگزین کند.

Many traditional skills are now considered obsolescent.

اکنون بسیاری از مهارت‌های سنتی به عنوان منسوخ در نظر گرفته می‌شوند.

He still uses an obsolescent flip phone.

او هنوز از یک تلفن همراه تا شوئی منسوخ شده استفاده می‌کند.

The obsolescent software is no longer supported by the manufacturer.

نرم افزار منسوخ شده دیگر توسط سازنده پشتیبانی نمی شود.

She refused to buy the obsolescent model of the car.

او از خرید مدل منسوخ خودرو امتناع کرد.

The obsolescent fashion trend made a brief comeback.

روند مد منسوخ شده بازگشت کوتاهی داشت.

The obsolescent building was demolished to make way for a new development.

ساختمان منسوخ شده برای ساخت یک توسعه جدید تخریب شد.

The obsolescent equipment was sold at a discounted price.

تجهیزات منسوخ شده با قیمت تخفیف‌دار فروخته شد.

As technology advances, more products become obsolescent.

با پیشرفت فناوری، محصولات بیشتری منسوخ می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید