obstreperously

[ایالات متحده]/əbˈstrepərəsli/
[بریتانیا]/əbˈstrepərəsli/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای پر سر و صدا، پر تکاپو یا بی‌ نظم.

عبارات و ترکیب‌ها

obstreperously protested

به صورت پر سر و صدا اعتراض کرد

acting obstreperously

به صورت پر سر و صدا عمل کردن

obstreperously arguing

به صورت پر سر و صدا بحث کردن

child obstreperously

کودک به صورت پر سر و صدا

behaved obstreperously

به صورت پر سر و صدا رفتار کرد

quite obstreperously

کاملاً پر سر و صدا

yelling obstreperously

به صورت پر سر و صدا فریاد زدن

obstreperously shouting

به صورت پر سر و صدا جیغ زدن

ran obstreperously

به صورت پر سر و صدا دوید

speaking obstreperously

به صورت پر سر و صدا صحبت کردن

جملات نمونه

children behave obstreperously during long car rides, making it difficult for parents to concentrate on driving.

کودکان در طول سفرهای طولانی با ماشین رفتاری پر سر و صدا و آزاردهنده دارند که باعث می‌شود والدین به سختی بتوانند روی رانندگی تمرکز کنند.

the protest group obstreperously demanded changes to the new policy, waving signs and chanting loudly.

گروه اعتراض‌کننده به طور پر سر و صدا خواستار تغییر در سیاست جدید شدند، با نشان دادن تابلو و فریاد زدن با صدای بلند.

he reacted obstreperously when he heard the news, slamming doors and shouting throughout the house.

وقتی این خبر را شنید، به طور پر سر و صدا واکنش نشان داد، درها را کوبید و در سراسر خانه فریاد زد.

the customer complained obstreperously about the poor service, drawing everyone's attention in the restaurant.

مشتری به طور پر سر و صدا در مورد خدمات ضعیف شکایت کرد و توجه همه را به رستوران جلب کرد.

the students obstreperously refused to follow the new rules, organizing a walkout in protest.

دانشجویان به طور پر سر و صدا از پیروی از قوانین جدید امتناع کردند و برای اعتراض دست به راهپیمایی زدند.

she argued obstreperously with her brother over the inheritance, refusing to compromise on anything.

او به طور پر سر و صدا با برادرش در مورد ارثیه بحث کرد و حاضر به مصالحه در مورد هیچ چیز نشد.

the audience member obstreperously interrupted the speaker, shouting criticism during the presentation.

تماشاگر به طور پر سر و صدا سخنران را قطع کرد و در طول ارائه انتقادات را فریاد زد.

the workers obstreperously resisted the layoffs, blocking the factory entrance for days.

کارگران با مقاومت پر سر و صدا در برابر اخراج‌ها، ورودی کارخانه را برای چند روز مسدود کردند.

the toddler demanded attention obstreperously, crying loudly and throwing toys across the room.

کودک خردسال به طور پر سر و صدا خواستار توجه شد، با گریه بلند و پرتاب اسباب‌بازی در سراسر اتاق.

the fans cheered obstreperously when their team scored the winning goal.

هواداران با تشویق پر سر و صدا زمانی که تیمشان گل پیروزی را زدند، خوشحالی خود را نشان دادند.

he obstreperously rejected the offer, insulting the messenger without any consideration.

او پیشنهاد را به طور پر سر و صدا رد کرد و بدون هیچ در نظر گرفتن، به پیک حرفت‌ها توهین کرد.

the committee members debated obstreperously, each shouting over the others to make their point heard.

اعضای کمیته به طور پر سر و صدا بحث کردند، هر کدام بر سر دیگری فریاد می‌زدند تا حرف خود را بیان کنند.

the activist challenged the corporate representative obstreperously, questioning their environmental practices.

فعال به طور پر سر و صدا نماینده شرکت را به چالش کشید و در مورد شیوه‌های زیست محیطی آنها سؤال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید