obstructions

[ایالات متحده]/əbˈstrʌkʃənz/
[بریتانیا]/əbˈstrʌkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که مانع یا مختل می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

remove obstructions

حذف موانع

identify obstructions

تشخیص موانع

overcome obstructions

غلبه بر موانع

avoid obstructions

اجتناب از موانع

clear obstructions

برداشتن موانع

report obstructions

گزارش موانع

navigate obstructions

عبور از موانع

detect obstructions

تشخیص موانع

eliminate obstructions

حذف موانع

assess obstructions

ارزیابی موانع

جملات نمونه

there were several obstructions on the road that delayed our journey.

چندین مانع در جاده وجود داشت که سفر ما را به تأخیر انداخت.

the construction site had many obstructions that made navigation difficult.

ساخت و ساز در آن مکان، موانع زیادی وجود داشت که ناوبری را دشوار می کرد.

we need to remove any obstructions before starting the game.

ما باید هرگونه مانع را قبل از شروع بازی برداریم.

obstructions in the pipeline can lead to serious issues.

موانع در خط لوله می تواند منجر به مشکلات جدی شود.

he faced many obstructions while trying to achieve his goals.

او در حالی که سعی داشت به اهداف خود برسد، با موانع زیادی روبرو شد.

obstructions caused by fallen trees blocked the hiking trail.

موانع ناشی از درختان افتاده مسیر پیاده روی را مسدود کرد.

we must identify the obstructions in the workflow to improve efficiency.

ما باید موانع موجود در گردش کار را شناسایی کنیم تا کارایی را بهبود بخشیم.

obstructions in communication can lead to misunderstandings.

موانع در ارتباطات می تواند منجر به سوء تفاهم شود.

the team worked hard to clear the obstructions in their project.

تیم سخت تلاش کرد تا موانع موجود در پروژه خود را برطرف کند.

he was frustrated by the obstructions that hindered his progress.

او از موانعی که روند پیشرفت او را مختل می کرد، ناامید شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید