obviated

[ایالات متحده]/ˈɒbvɪeɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈɑbvɪeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. جلوگیری کردن یا از بین بردن (چیزی نامطلوب)

عبارات و ترکیب‌ها

obviated the need

حاجت را منتفی کرد

obviated further action

نیاز به اقدام بیشتر را منتفی کرد

obviated potential risks

خطرات احتمالی را منتفی کرد

obviated the issue

مشکل را منتفی کرد

obviated the requirement

نیاز را منتفی کرد

obviated the delay

تأخیر را منتفی کرد

obviated the concerns

نگرانی‌ها را منتفی کرد

obviated the complications

پیچیدگی‌ها را منتفی کرد

obviated the necessity

ضرورت را منتفی کرد

obviated the problem

مشکل را منتفی کرد

جملات نمونه

the new software obviated the need for manual data entry.

نرم‌افزار جدید نیاز به وارد کردن دستی داده‌ها را از بین برد.

his explanation obviated any confusion about the project.

توضیحات او هرگونه سردرگمی در مورد پروژه را از بین برد.

by implementing the new policy, many issues were obviated.

با اجرای سیاست جدید، بسیاری از مشکلات از بین رفتند.

the safety measures obviated the risk of accidents.

اقدامات ایمنی خطر حوادث را از بین بردند.

her quick response obviated the need for further discussion.

پاسخ سریع او نیاز به بحث بیشتر را از بین برد.

the updated guidelines obviated previous misunderstandings.

دستورالعمل‌های به‌روز شده سوء تفاهم‌های قبلی را از بین بردند.

advanced technology has obviated many traditional practices.

فناوری پیشرفته بسیاری از روش‌های سنتی را از بین برده است.

the new findings obviated the need for additional research.

یافته‌های جدید نیاز به تحقیقات بیشتر را از بین بردند.

his apology obviated the need for further action.

عذرخواهی او نیاز به اقدام بیشتر را از بین برد.

the new regulations obviated the previous legal issues.

قوانین جدید مسائل حقوقی قبلی را از بین بردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید