necessitated

[ایالات متحده]/nɪˈsɛsɪteɪtɪd/
[بریتانیا]/nəˈsɛsɪˌteɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. لازم شده; مورد نیاز

عبارات و ترکیب‌ها

necessitated change

تغییر را ضروری کرد

necessitated action

اقدام را ضروری کرد

necessitated response

پاسخ را ضروری کرد

necessitated adjustment

تنظیم را ضروری کرد

necessitated decision

تصمیم را ضروری کرد

necessitated support

حمایت را ضروری کرد

necessitated review

بررسی را ضروری کرد

necessitated improvement

بهبود را ضروری کرد

necessitated clarification

توضیح را ضروری کرد

necessitated resources

منابع را ضروری کرد

جملات نمونه

the emergency necessitated a quick response from the team.

وضعیت اضطراری نیاز به واکنش سریع از تیم داشت.

the new regulations necessitated changes in our workflow.

قوانین جدید نیاز به تغییر در گردش کار ما داشت.

her illness necessitated a long hospital stay.

بیماری او نیاز به بستری طولانی مدت در بیمارستان داشت.

the project's complexity necessitated additional funding.

پیچیدگی پروژه نیاز به تامین مالی بیشتر داشت.

his absence necessitated a change in the meeting schedule.

غیبت او نیاز به تغییر در برنامه زمانبندی جلسه داشت.

the technical issues necessitated a temporary halt to production.

مشکلات فنی نیاز به توقف موقت تولید داشت.

the storm necessitated the evacuation of the coastal area.

طوفان نیاز به تخلیه منطقه ساحلی داشت.

the lack of resources necessitated prioritizing certain tasks.

کمبود منابع نیاز به اولویت‌بندی برخی از وظایف داشت.

the feedback from customers necessitated improvements in the product.

بازخورد مشتریان نیاز به بهبود محصول داشت.

the unexpected demand necessitated an increase in production capacity.

تقاضای غیرمنتظره نیاز به افزایش ظرفیت تولید داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید