obviousnesses

[ایالات متحده]/ˈɒbvɪəsnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈɑbvɪəsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت آسان درک یا مشاهده

عبارات و ترکیب‌ها

obviousnesses matter

اهمیت دادن به بدیهیات

obviousnesses increase

بدیهیات افزایش می‌یابند

obviousnesses arise

بدیهیات پدیدار می‌شوند

obviousnesses diminish

بدیهیات کاهش می‌یابند

obviousnesses challenge

بدیهیات به چالش می‌کشند

obviousnesses reveal

بدیهیات آشکار می‌کنند

obviousnesses confirm

بدیهیات تأیید می‌کنند

obviousnesses exist

بدیهیات وجود دارند

obviousnesses suggest

بدیهیات پیشنهاد می‌کنند

obviousnesses complicate

بدیهیات پیچیده‌تر می‌کنند

جملات نمونه

the obviousnesses of the situation made it clear to everyone.

واضح بودن شرایط باعث شد که برای همه آشکار شود.

despite the obviousnesses, some still chose to ignore the warnings.

با وجود وضوح، برخی هنوز تصمیم گرفتند هشدارهای را نادیده بگیرند.

we discussed the obviousnesses of the evidence presented.

ما درباره وضوح شواهد ارائه شده بحث کردیم.

the obviousnesses in her argument were hard to refute.

وضوح در استدلال او به سختی قابل رد بود.

there are obviousnesses in his reasoning that cannot be overlooked.

در استدلال او وضوحی وجود دارد که نمی توان آن را نادیده گرفت.

even with the obviousnesses, some still find it confusing.

حتی با وجود وضوح، برخی هنوز آن را گیج کننده می بینند.

the obviousnesses of the rules were explained to the new members.

وضوح قوانین برای اعضای جدید توضیح داده شد.

her obviousnesses about the topic impressed the audience.

وضوح او در مورد موضوع، مخاطبان را تحت تأثیر قرار داد.

recognizing the obviousnesses can lead to better decisions.

تشخیص وضوح می تواند منجر به تصمیمات بهتر شود.

the teacher pointed out the obviousnesses in the students' work.

معلم نقاط آشکار در کار دانش آموزان را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید