occiput

[ایالات متحده]/ˈɒksɪpʌt/
[بریتانیا]/ˈɑksɪˌpʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت پشتی سر یا جمجمه؛ ناحیه استخوان قفوی؛ قسمت پشتی سر

عبارات و ترکیب‌ها

occiput pain

درد مقال

occiput region

ناحیه‌ی مقال

occiput position

موقعیت مقال

occiput trauma

تروما مقال

occiput anatomy

آناتومی مقال

occiput alignment

تراز مقال

occiput compression

فشار مقال

occiput examination

معاینه مقال

occiput reflex

رفلکس مقال

occiput surgery

جراحی مقال

جملات نمونه

the doctor examined the occiput for any signs of injury.

پزشک از سر برای علائم آسیب بررسی کرد.

she felt a sharp pain at the occiput after the fall.

او پس از سقوط، درد شدیدی در سر احساس کرد.

the occiput is an important area in cranial anatomy.

سر یک ناحیه مهم در آناتومی جمجمه است.

he has a distinct bump on his occiput.

او یک برآمدگی مشخص در سرش دارد.

massage around the occiput can relieve tension headaches.

ماساژ در اطراف سر می تواند سردردهای تنشی را تسکین دهد.

the occiput connects the skull to the spine.

سر جمجمه را به ستون فقرات متصل می کند.

occiput injuries can lead to serious complications.

آسیب های سر می توانند منجر به عوارض جدی شوند.

he often experiences stiffness in his occiput region.

او اغلب سفتی در ناحیه سرش را تجربه می کند.

in some cultures, the occiput is considered a sacred area.

در برخی فرهنگ ها، سر به عنوان یک منطقه مقدس در نظر گرفته می شود.

she gently cradled the baby’s occiput while feeding.

او در حین شیر دادن، به آرامی سر نوزاد را در آغوش گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید