occluding

[ایالات متحده]/əˈkluːdɪŋ/
[بریتانیا]/əˈkluːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به بسته شدن دندان
v. شکل حال استمراری از مسدود کردن؛ مسدود کردن یا ممانعت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

occluding structure

ساختار مسدود کننده

occluding object

شیء مسدود کننده

occluding surface

سطح مسدود کننده

occluding layer

لایه مسدود کننده

occluding element

عنصر مسدود کننده

occluding mask

ماسک مسدود کننده

occluding feature

ویژگی مسدود کننده

occluding boundary

مرز مسدود کننده

occluding region

منطقه مسدود کننده

occluding view

نمای مسدود کننده

جملات نمونه

the thick fog is occluding the view of the mountains.

مه غلیظ منظره کوه‌ها را پنهان می‌کند.

his emotions were occluding his judgment.

احساسات او قضاوتش را تحت الشعاع قرار می‌داد.

the ice was occluding the river's flow.

یخ جریان رودخانه را مسدود می‌کرد.

she felt her thoughts were occluding her creativity.

او احساس می‌کرد افکارش خلاقیتش را تحت الشعاع قرار می‌دهند.

the dense smoke was occluding the exit signs.

دود غلیظ علائم خروج را پنهان می‌کرد.

he struggled with occluding feelings of doubt.

او با احساسات پنهان کننده تردید دست و پنجه نرم می‌کرد.

clouds were occluding the sunlight.

ابرها نور خورشید را پنهان می‌کردند.

her worries were occluding her happiness.

نگرانی‌های او شادی او را تحت الشعاع قرار می‌داد.

dust was occluding the camera lens.

گرد و غبار لنز دوربین را مسدود می‌کرد.

the curtain was occluding the bright light from outside.

پرده نور شدید از خارج را پنهان می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید