occulting

[ایالات متحده]/əˈkʌltɪŋ/
[بریتانیا]/əˈkʌltɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری occult، به معنای پنهان یا مخفی
adj. مرموز یا ماورایی

عبارات و ترکیب‌ها

occulting light

نور پنهان‌کننده

occulting object

شیء پنهان‌کننده

occulting feature

ویژگی پنهان‌کننده

occulting surface

سطح پنهان‌کننده

occulting shadow

سایه‌ی پنهان‌کننده

occulting effect

اثر پنهان‌کننده

occulting layer

لایه پنهان‌کننده

occulting mechanism

مکانیزم پنهان‌کننده

occulting phenomenon

پدیده‌ی پنهان‌کننده

occulting boundary

مرز پنهان‌کننده

جملات نمونه

the lighthouse is occulting, guiding ships through the night.

چراغ دریایی در حال پنهان شدن است، کشتی‌ها را در طول شب هدایت می‌کند.

the occulting star was a significant discovery for astronomers.

ستاره پنهان یک کشف مهم برای ستاره شناسان بود.

occulting objects can create fascinating shadows in photography.

اشیاء پنهان می‌توانند سایه‌های جالب ایجاد کنند در عکاسی.

the artist used occulting techniques to enhance the depth of the painting.

هنرمند از تکنیک‌های پنهان برای افزایش عمق نقاشی استفاده کرد.

during the eclipse, the moon was occulting the sun.

در طول خورشید گرفتگی، ماه خورشید را پنهان می‌کرد.

he enjoyed studying the occulting patterns of light and shadow.

او از مطالعه الگوهای پنهان نور و سایه لذت می‌برد.

the scientist explained how occulting phenomena occur in nature.

دانشمند توضیح داد که چگونه پدیده‌های پنهان در طبیعت رخ می‌دهند.

occulting lenses are used in various optical devices.

لنزهای پنهان در دستگاه‌های نوری مختلف استفاده می‌شوند.

the frequent occulting of the star puzzled the astronomers.

پنهان شدن مکرر ستاره باعث سردرگمی ستاره شناسان شد.

occulting techniques can be seen in many forms of art.

تکنیک‌های پنهان را می‌توان در بسیاری از اشکال هنر دید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید