high octaves
اکتاوهای بالا
low octaves
اکتاوهای پایین
multiple octaves
چندین اکتاو
octaves apart
دور از هم در اکتاو
octaves higher
اکتاوهای بالاتر
octaves lower
اکتاوهای پایینتر
two octaves
دو اکتاو
three octaves
سه اکتاو
octaves scale
مقیاس اکتاو
octaves range
محدوده اکتاو
the piano can play multiple octaves easily.
پیانو به راحتی میتواند چندین اکتاو را اجرا کند.
she sings beautifully across three octaves.
او به زیبایی در سه اکتاو آواز میخواند.
octaves are fundamental in music theory.
اکتاوها در تئوری موسیقی بنیادی هستند.
he can hear sounds in different octaves.
او میتواند صداها را در اکتاوهای مختلف بشنود.
in singing, mastering octaves is essential.
در آواز، تسلط بر اکتاوها ضروری است.
the guitar can produce rich octaves.
گیتار میتواند اکتاوهای غنی تولید کند.
playing scales helps with octave transitions.
اجرای گامها به انتقال اکتاوها کمک میکند.
he experimented with different octaves in his composition.
او با اکتاوهای مختلف در آهنگسازی خود آزمایش کرد.
understanding octaves can improve your musical skills.
درک اکتاوها میتواند مهارتهای موسیقی شما را بهبود بخشد.
she adjusted the pitch to match the octaves.
او زیر و بم را برای مطابقت با اکتاوها تنظیم کرد.
high octaves
اکتاوهای بالا
low octaves
اکتاوهای پایین
multiple octaves
چندین اکتاو
octaves apart
دور از هم در اکتاو
octaves higher
اکتاوهای بالاتر
octaves lower
اکتاوهای پایینتر
two octaves
دو اکتاو
three octaves
سه اکتاو
octaves scale
مقیاس اکتاو
octaves range
محدوده اکتاو
the piano can play multiple octaves easily.
پیانو به راحتی میتواند چندین اکتاو را اجرا کند.
she sings beautifully across three octaves.
او به زیبایی در سه اکتاو آواز میخواند.
octaves are fundamental in music theory.
اکتاوها در تئوری موسیقی بنیادی هستند.
he can hear sounds in different octaves.
او میتواند صداها را در اکتاوهای مختلف بشنود.
in singing, mastering octaves is essential.
در آواز، تسلط بر اکتاوها ضروری است.
the guitar can produce rich octaves.
گیتار میتواند اکتاوهای غنی تولید کند.
playing scales helps with octave transitions.
اجرای گامها به انتقال اکتاوها کمک میکند.
he experimented with different octaves in his composition.
او با اکتاوهای مختلف در آهنگسازی خود آزمایش کرد.
understanding octaves can improve your musical skills.
درک اکتاوها میتواند مهارتهای موسیقی شما را بهبود بخشد.
she adjusted the pitch to match the octaves.
او زیر و بم را برای مطابقت با اکتاوها تنظیم کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید