odors

[ایالات متحده]/ˈəʊdəz/
[بریتانیا]/ˈoʊdərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوهای متمایز؛ شهرت‌ها یا ویژگی‌ها، اغلب منفی

عبارات و ترکیب‌ها

strong odors

بوهای قوی

unpleasant odors

بوهای ناخوشایند

foul odors

بوهای زننده

chemical odors

بوهای شیمیایی

food odors

بوهای غذایی

natural odors

بوهای طبیعی

musty odors

بوهای نم‌دار

earthy odors

بوهای خاکی

fresh odors

بوهای تازه

lingering odors

بوهای ماندگار

جملات نمونه

strong odors can often indicate a problem in the kitchen.

بوی تند اغلب می‌تواند نشان‌دهنده وجود مشکل در آشپزخانه باشد.

some people are sensitive to certain odors.

برخی از افراد نسبت به برخی از بوها حساس هستند.

odors from the garbage can attract pests.

بوهای حاصل از سطل زباله می‌توانند حشرات را جذب کنند.

fresh flowers can help mask unpleasant odors.

گل‌های تازه می‌توانند به پوشاندن بوی نامطبوع کمک کنند.

odors in the air can affect your mood.

بوهای موجود در هوا می‌توانند بر خلق و خوی شما تأثیر بگذارند.

some cleaning products emit strong odors.

برخی از محصولات تمیز کننده بوی تند منتشر می‌کنند.

the odors of spices filled the kitchen.

بوی ادویه‌ها آشپزخانه را پر کرد.

odors can linger in a room long after the source is gone.

بوها می‌توانند برای مدت طولانی پس از از بین رفتن منبع در یک اتاق باقی بمانند.

he couldn't identify the strange odors coming from the basement.

او نمی‌توانست بوهای عجیب و غریب که از زیرزمین می‌آمدند را شناسایی کند.

odors can be used to evoke memories and feelings.

می‌توان از بوها برای احیای خاطرات و احساسات استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید