aromas

[ایالات متحده]/ˈærəməz/
[بریتانیا]/əˈroʊmɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بوهای لذت‌بخش یا عطرها؛ طعم یا مزه خاصی از چیزی؛ کیفیتی ظریف و غالباً غیرقابل تعریف که به چیزی عمق می‌بخشد.

جملات نمونه

the aromas of fresh bread filled the bakery.

بوی تازه‌پزی نان، شیره پزی را پر کرده بود.

she loves to experiment with different aromas in her cooking.

او عاشق آزمایش با رایحه‌های مختلف در آشپزی خود است.

the aromas of spices wafted through the air.

رایحه‌های ادویه در هوا پخش می‌شد.

he could identify various aromas in the wine.

او می‌توانست رایحه‌های مختلف را در شراب تشخیص دهد.

the candle released soothing aromas that helped her relax.

شمع رایحه‌های آرامش‌بخش آزاد می‌کرد که به او کمک می‌کرد آرام شود.

aromas from the grill made everyone hungry.

رایحه‌های باربکیو باعث شد همه گرسنه شوند.

they used natural aromas to enhance the ambiance of the room.

آنها از رایحه‌های طبیعی برای افزایش فضای اتاق استفاده کردند.

the aromas of the forest were refreshing and invigorating.

رایحه‌های جنگل، با طراوت و انرژی‌بخش بودند.

she enjoyed the rich aromas of her favorite coffee.

او از رایحه‌های غنی قهوه مورد علاقه‌اش لذت می‌برد.

different aromas can evoke different memories.

رایحه‌های مختلف می‌توانند خاطرات مختلفی را زنده کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید