odourless

[ایالات متحده]/ˈəʊdəlɪs/
[بریتانیا]/'odɚləs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون بو

نمونه‌های واقعی

But, on smelling them, he found that they were odourless.

اما هنگام استشمام آن‌ها، متوجه شد که بی‌بو هستند.

منبع: Around the World in Eighty Days

The last culprit you need to know about is Carbon Monoxide. It is an odourless, colourless and extremely poisonous gas.

آخرین مجرمی که باید در مورد آن بدانید، مونوکسید کربن است. این یک گاز بی‌بو، بی‌رنگ و بسیار سمی است.

منبع: Introduction to the Basics of Biology

During extensive tests, one subject requested “the perfect drink”, and was given an odourless, lavender-coloured liquid.

در طول آزمایش‌های گسترده، یکی از شرکت‌کنندگان «نوشیدنی بی‌نقص» را درخواست کرد و یک مایع بی‌بو و بنفش رنگ به او داده شد.

منبع: World Atlas of Wonders

Odourless and deadly, carbon monoxide could quickly poison many miners before they even knew what was happening.

بی‌بو و کشنده، مونوکسید کربن می‌توانست به سرعت بسیاری از کارگران معدن را مسموم کند قبل از اینکه حتی بدانند چه اتفاقی دارد می‌افتد.

منبع: The Economist Science and Technology

Dr Gallup daubed an odourless mark on the face of his subjects and waited to see how they would react when they saw their reflection.

دکتر گالوپ یک علامت بی‌بو روی صورت موضوعات خود می‌مالید و منتظر می‌ماند تا ببیند چگونه با دیدن بازتاب خود واکنش نشان می‌دهند.

منبع: 2023-37

Each insect was placed for five minutes in an apparatus that had two chambers, one of which contained a sample of the volatiles and the other an odourless control.

هر حشره به مدت پنج دقیقه در یک دستگاه قرار داده شد که دارای دو محفظه بود، یکی از آن‌ها حاوی نمونه فرار و دیگری کنترل بی‌بو بود.

منبع: The Economist - Technology

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید