ogress

[ایالات متحده]/ˈəʊɡrəs/
[بریتانیا]/ˈoʊɡrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اورک ماده؛ یک اورک ماده؛ یک الگوی برجسته شبیه به رشته‌ای از مهره‌ها
Word Forms
جمعogresses

عبارات و ترکیب‌ها

fierce ogress

اغریس خشمگین

ogress tale

داستان اغریس

ogress encounter

برخورد با اغریس

ogress legend

افسانه اغریس

ogress character

شخصیت اغریس

ogress story

داستان اغریس

ogress myth

اسطوره اغریس

ogress figure

تصویر اغریس

ogress mythos

اساطیر اغریس

جملات نمونه

the story featured a fearsome ogress who lived in the mountains.

داستان شامل یک اغتشاشگر ترسناک بود که در کوه‌ها زندگی می‌کرد.

the villagers told tales of an ogress that would steal children at night.

روست نشینان داستان‌هایی از یک اغتشاشگر تعریف می کردند که شب‌ها کودکان را می دزدید.

in folklore, the ogress often symbolizes danger and greed.

در فولکلور، اغتشاشگر اغلب نمادی از خطر و طمع است.

they say the ogress can only be defeated by a brave hero.

می گویند اغتشاشگر تنها می تواند توسط یک قهرمان شجاع شکست داده شود.

the ogress was known for her fierce temper and magical powers.

اغتشاشگر به خاطر اخلاق خشمگین و قدرت های جادویی اش شناخته می شد.

many children feared the ogress lurking in the dark forest.

بسیاری از کودکان از اغتشاشگری که در جنگل تاریک کمین کرده بود می ترسیدند.

the hero devised a clever plan to outsmart the ogress.

قهرمان یک برنامه زیرکانه برای فریب اغتشاشگر طراحی کرد.

legends say that the ogress once ruled over a vast kingdom.

افسانه ها می گویند که اغتشاشگر زمانی بر یک پادشاهی وسیع حکومت می کرد.

the ogress's lair was filled with treasures and traps.

لانه اغتشاشگر پر از گنجینه ها و تله ها بود.

some believe that the ogress can transform into a beautiful maiden.

برخی معتقدند که اغتشاشگر می تواند به یک زن جوان زیبا تبدیل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید