| جمع | oies |
the chef prepared a delicious foie d'oie for the special dinner.
شکارچی یک فوی گوشت گوزن لذیذ برای عزیمت غذای ویژه آماده کرد.
confit d'oie is a traditional french preservation method.
کانفیت گوزن یک روش سنتی فرانسوی برای نگهداری است.
we ordered the magret d'oie as our main course.
ما مگریت گوزن را به عنوان غذای اصلی سفارش دادیم.
the restaurant is famous for its roast oie during the holiday season.
این رستوران به خاطر گوزن پخته شده در فصل تعطیلات معروف است.
my grandmother makes the best oie aux pruneaux in the family.
مادربزرگ من بهترین گوزن با شیره گیلاس را در خانواده میپزد.
the oie de bresse is considered a premium french delicacy.
گوزن دو برس مورد ارزشمندی فرانسوی در نظر گرفته میشود.
farm-fresh oie fermière has a richer flavor than imported goose.
گوزن فرم فرشه گوشت گوزن وارداتی را در طعم غنیتری دارد.
the hunter served roasted oie sauvage that he had caught himself.
شکارچی گوزن جنگلی را که خودش از آن جمع کرده بود، پخته شده سرو کرد.
stuffed oie farcie requires several hours of careful preparation.
گوزن پر شده نیاز به چند ساعت آماده سازی دقت دارد.
can you recommend a good wine to pair with this oie rôtie?
آیا میتوانید یک شراب خوب را برای همراهی با این گوزن پخته شده پیشنهاد دهید؟
the gourmet shop specializes in imported french oie products.
مغازه گوشت گوزن فرانسوی وارداتی را تخصص دارد.
christmas dinner traditionally features whole roasted oie.
شام عید غدای سنتی گوزن کامل پخته شده را دارد.
the chef prepared a delicious foie d'oie for the special dinner.
شکارچی یک فوی گوشت گوزن لذیذ برای عزیمت غذای ویژه آماده کرد.
confit d'oie is a traditional french preservation method.
کانفیت گوزن یک روش سنتی فرانسوی برای نگهداری است.
we ordered the magret d'oie as our main course.
ما مگریت گوزن را به عنوان غذای اصلی سفارش دادیم.
the restaurant is famous for its roast oie during the holiday season.
این رستوران به خاطر گوزن پخته شده در فصل تعطیلات معروف است.
my grandmother makes the best oie aux pruneaux in the family.
مادربزرگ من بهترین گوزن با شیره گیلاس را در خانواده میپزد.
the oie de bresse is considered a premium french delicacy.
گوزن دو برس مورد ارزشمندی فرانسوی در نظر گرفته میشود.
farm-fresh oie fermière has a richer flavor than imported goose.
گوزن فرم فرشه گوشت گوزن وارداتی را در طعم غنیتری دارد.
the hunter served roasted oie sauvage that he had caught himself.
شکارچی گوزن جنگلی را که خودش از آن جمع کرده بود، پخته شده سرو کرد.
stuffed oie farcie requires several hours of careful preparation.
گوزن پر شده نیاز به چند ساعت آماده سازی دقت دارد.
can you recommend a good wine to pair with this oie rôtie?
آیا میتوانید یک شراب خوب را برای همراهی با این گوزن پخته شده پیشنهاد دهید؟
the gourmet shop specializes in imported french oie products.
مغازه گوشت گوزن فرانسوی وارداتی را تخصص دارد.
christmas dinner traditionally features whole roasted oie.
شام عید غدای سنتی گوزن کامل پخته شده را دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید