oleaginous substance
ماده روغنی
oleaginous texture
بافت روغنی
oleaginous politician
سیاستمدار روغنی
oleaginous film
فیلم روغنی
oleaginous food
غذا روغنی
oleaginous personality
شخصیت روغنی
oleaginous appearance
ظاهر روغنی
oleaginous smile
لبخند روغنی
oleaginous residue
باقی مانده روغنی
oleaginous coating
پوشش روغنی
the politician's oleaginous demeanor made many people distrust him.
رفتار چرب و چاپلوسانه سیاستمدار باعث شد بسیاری از مردم به او اعتماد نکنند.
she found his oleaginous compliments quite off-putting.
او متوجه شد که تعارفات چرب و چاپلوسانه او بسیار آزاردهنده است.
his oleaginous behavior at the meeting was hard to ignore.
رفتار چرب و چاپلوسانه او در جلسه سخت بود که نادیده گرفته شود.
the oleaginous salesman tried to convince me to buy the car.
فروشنده چرب و چاپلوس به من تلاش کرد تا ماشین را بخرم.
many viewers were put off by the oleaginous host of the show.
بسیاری از بینندگان از مجری چرب و چاپلوس برنامه دلخور شدند.
his oleaginous flattery was clearly insincere.
تعارفات چرب و چاپلوسانه او به وضوح غیرصادقانه بود.
she quickly learned to see through his oleaginous charm.
او به سرعت یاد گرفت که از پس فریب کاری چرب و چاپلوسانه او نگاه کند.
the oleaginous remarks made during the presentation were distracting.
اظهارات چرب و چاپلوسانه ای که در طول ارائه مطرح شد، حواس را پرت می کرد.
his oleaginous nature made him a poor leader.
طبع و خوی چرب و چاپلوسانه او باعث شد که رهبر بدی باشد.
people often mistake oleaginous behavior for confidence.
مردم اغلب رفتار چرب و چاپلوسانه را با اعتماد به نفس اشتباه می گیرند.
oleaginous substance
ماده روغنی
oleaginous texture
بافت روغنی
oleaginous politician
سیاستمدار روغنی
oleaginous film
فیلم روغنی
oleaginous food
غذا روغنی
oleaginous personality
شخصیت روغنی
oleaginous appearance
ظاهر روغنی
oleaginous smile
لبخند روغنی
oleaginous residue
باقی مانده روغنی
oleaginous coating
پوشش روغنی
the politician's oleaginous demeanor made many people distrust him.
رفتار چرب و چاپلوسانه سیاستمدار باعث شد بسیاری از مردم به او اعتماد نکنند.
she found his oleaginous compliments quite off-putting.
او متوجه شد که تعارفات چرب و چاپلوسانه او بسیار آزاردهنده است.
his oleaginous behavior at the meeting was hard to ignore.
رفتار چرب و چاپلوسانه او در جلسه سخت بود که نادیده گرفته شود.
the oleaginous salesman tried to convince me to buy the car.
فروشنده چرب و چاپلوس به من تلاش کرد تا ماشین را بخرم.
many viewers were put off by the oleaginous host of the show.
بسیاری از بینندگان از مجری چرب و چاپلوس برنامه دلخور شدند.
his oleaginous flattery was clearly insincere.
تعارفات چرب و چاپلوسانه او به وضوح غیرصادقانه بود.
she quickly learned to see through his oleaginous charm.
او به سرعت یاد گرفت که از پس فریب کاری چرب و چاپلوسانه او نگاه کند.
the oleaginous remarks made during the presentation were distracting.
اظهارات چرب و چاپلوسانه ای که در طول ارائه مطرح شد، حواس را پرت می کرد.
his oleaginous nature made him a poor leader.
طبع و خوی چرب و چاپلوسانه او باعث شد که رهبر بدی باشد.
people often mistake oleaginous behavior for confidence.
مردم اغلب رفتار چرب و چاپلوسانه را با اعتماد به نفس اشتباه می گیرند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید