oleaginous

[ایالات متحده]/ˌəʊlɪˈædʒɪnəs/
[بریتانیا]/ˌoʊlɪˈædʒɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. روغنی یا چرب از نظر بافت؛ به طور مفرط مدح آمیز یا خوشایند؛ مربوط به یا شبیه به روغن

عبارات و ترکیب‌ها

oleaginous substance

ماده روغنی

oleaginous texture

بافت روغنی

oleaginous politician

سیاستمدار روغنی

oleaginous film

فیلم روغنی

oleaginous food

غذا روغنی

oleaginous personality

شخصیت روغنی

oleaginous appearance

ظاهر روغنی

oleaginous smile

لبخند روغنی

oleaginous residue

باقی مانده روغنی

oleaginous coating

پوشش روغنی

جملات نمونه

the politician's oleaginous demeanor made many people distrust him.

رفتار چرب و چاپلوسانه سیاستمدار باعث شد بسیاری از مردم به او اعتماد نکنند.

she found his oleaginous compliments quite off-putting.

او متوجه شد که تعارفات چرب و چاپلوسانه او بسیار آزاردهنده است.

his oleaginous behavior at the meeting was hard to ignore.

رفتار چرب و چاپلوسانه او در جلسه سخت بود که نادیده گرفته شود.

the oleaginous salesman tried to convince me to buy the car.

فروشنده چرب و چاپلوس به من تلاش کرد تا ماشین را بخرم.

many viewers were put off by the oleaginous host of the show.

بسیاری از بینندگان از مجری چرب و چاپلوس برنامه دلخور شدند.

his oleaginous flattery was clearly insincere.

تعارفات چرب و چاپلوسانه او به وضوح غیرصادقانه بود.

she quickly learned to see through his oleaginous charm.

او به سرعت یاد گرفت که از پس فریب کاری چرب و چاپلوسانه او نگاه کند.

the oleaginous remarks made during the presentation were distracting.

اظهارات چرب و چاپلوسانه ای که در طول ارائه مطرح شد، حواس را پرت می کرد.

his oleaginous nature made him a poor leader.

طبع و خوی چرب و چاپلوسانه او باعث شد که رهبر بدی باشد.

people often mistake oleaginous behavior for confidence.

مردم اغلب رفتار چرب و چاپلوسانه را با اعتماد به نفس اشتباه می گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید