oligo

[ایالات متحده]/ˈɒlɪɡəʊ/
[بریتانیا]/ˈɑːlɪɡoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اولیگوهیدرامنیوس; حالتی که مایع آمنیوتیک بسیار کمی دارد

عبارات و ترکیب‌ها

oligo nucleotide

نوکلئوتیدهای کوتاه

oligo peptide

پپتیدهای کوتاه

oligo array

آرایه الیگو

oligo synthesis

سنتز الیگو

oligo design

طراحی الیگو

oligo binding

اتصال الیگو

oligo isolation

جداسازی الیگو

oligo labeling

برچسب‌گذاری الیگو

oligo hybridization

هیبریداسیون الیگو

oligo amplification

تکثیر الیگو

جملات نمونه

oligo is often used in genetic research.

ا Oligo اغلب در تحقیقات ژنتیکی استفاده می شود.

she synthesized oligo for the experiment.

او Oligo را برای آزمایش سنتز کرد.

oligo can help in diagnosing diseases.

Oligo می تواند در تشخیص بیماری ها کمک کند.

he ordered oligo for his lab work.

او Oligo را برای کار آزمایشگاهی خود سفارش داد.

oligo technology has advanced significantly.

فناوری Oligo به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

researchers are exploring new oligo applications.

محققان در حال بررسی کاربردهای جدید Oligo هستند.

oligo design is critical for successful experiments.

طراحی Oligo برای آزمایشات موفق بسیار مهم است.

the oligo was labeled for detection purposes.

Oligo برای اهداف تشخیص برچسب گذاری شد.

oligo arrays can analyze gene expression.

آرایه های Oligo می توانند بیان ژن را تجزیه و تحلیل کنند.

she specializes in oligo synthesis techniques.

او در تکنیک های سنتز Oligo تخصص دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید