olla

[ایالات متحده]/ˈɒlə/
[بریتانیا]/ˈɔːlə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرف یا سفالین که برای پخت و پز استفاده می‌شود؛ خورشتی یا غذایی که در چنین ظرفی تهیه می‌شود
Word Forms
جمعollas

عبارات و ترکیب‌ها

hot olla

hot olla

olla de fuego

olla de fuego

ceramic olla

ceramic olla

olla pot

olla pot

olla express

olla express

olla grande

olla grande

olla lenta

olla lenta

olla de barro

olla de barro

olla mágica

olla mágica

olla caliente

olla caliente

جملات نمونه

she cooked a delicious olla for dinner.

او یک اولا خوشمزه برای شام پخت.

we need a bigger olla for the soup.

ما به یک اولای بزرگتر برای سوپ نیاز داریم.

the olla was filled with fresh vegetables.

اولا با سبزیجات تازه پر شده بود.

he learned to make traditional olla recipes.

او یاد گرفت دستورالعمل های سنتی اولا را درست کند.

they gathered around the olla to share stories.

آنها دور اولا جمع شدند تا داستان هایی را با هم به اشتراک بگذارند.

olla is a staple in many spanish cuisines.

اولا در بسیاری از غذاهای اسپانیایی یک غذای اصلی است.

she served the stew directly from the olla.

او خورشت را مستقیماً از اولا سرو کرد.

we enjoyed a hearty meal from the olla.

ما از یک وعده غذایی مقوی از اولا لذت بردیم.

he bought a new olla for his kitchen.

او یک اولای جدید برای آشپزخانه اش خرید.

the olla simmered on the stove for hours.

اولا ساعت ها روی اجاق گاز جوشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید