ommatidium

[ایالات متحده]/ɒməˈtɪdɪəm/
[بریتانیا]/ɑːməˈtɪdiəm/

ترجمه

n. یک واحد نوری کوچک از چشم مرکب بندپایان؛ یکی از جنبه‌های کوچک متعدد در چشم مرکب حشرات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

single ommatidium

تک چشمک

ommatidium structure

ساختار چشمک

ommatidium orientation

جهت‌گیری چشمک

ommatidium function

عملکرد چشمک

ommatidium arrangement

چیدمان چشمک

ommatidium type

نوع چشمک

ommatidium count

تعداد چشمک‌ها

ommatidium development

توسعه چشمک

ommatidium analysis

تجزیه و تحلیل چشمک

ommatidium evolution

تکامل چشمک

جملات نمونه

the ommatidium is a crucial part of the compound eye.

غدد چشمی یک بخش حیاتی از چشم مرکب است.

each ommatidium functions as a separate visual unit.

هر غدد چشمی به عنوان یک واحد بصری جداگانه عمل می کند.

the structure of the ommatidium allows for wide-angle vision.

ساختار غدد چشمی امکان دید با زاویه دید گسترده را فراهم می کند.

scientists study the ommatidium to understand insect vision.

دانشمندان غدد چشمی را برای درک بینایی حشرات مطالعه می کنند.

each ommatidium contains photoreceptor cells.

هر غدد چشمی حاوی سلول های گیرنده نور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید