facet

[ایالات متحده]/ˈfæsɪt/
[بریتانیا]/ˈfæsɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جنبه یا وجه; یک صفحه کوچک
vt. برش دادن وجوه بر روی

عبارات و ترکیب‌ها

various facets

چالش‌های مختلف

different facets

جنبه‌های مختلف

important facet

جنبه مهم

جملات نمونه

different viewpoints manifesting different facets of the truth.

دیدگاه‌های مختلف که جنبه‌های مختلف حقیقت را نشان می‌دهند.

No single theory can embrace and explain every facet of human behavior.

هیچ نظریه واحدی نمی تواند همه جنبه های رفتار انسان را در بر گرفته و توضیح دهد.

The skill with which Mr. Smith faceted the diamond is remarkable.

مهارت آقای اسمیت در برش الماس شگفت‌انگیز است.

this forced us to examine every facet of our business.

این امر ما را مجبور کرد تا تمام جنبه‌های کسب و کار خود را بررسی کنیم.

studying the many facets of life in manufacturing towns after the Industrial Revolution.

مطالعه بسیاری از جنبه‌های زندگی در شهرهای صنعتی پس از انقلاب صنعتی.

MAIN OUTCOME MEASURES: Lumbar facet joint angle and pathological changes through CR, digital radiophotography and CT.

شاخص‌های کلیدی نتایج: زاویه مفصل فاسی لومبار و تغییرات پاتولوژیک از طریق CR، رادیوگرافی دیجیتال و CT.

Quantum well intermixing induced by impurity diffusion has been used in fabricating nonabsorbing windows in the cavity facets to improve the output power of high-power laser diodes.

ترکیب کوانتومی چاه با القای انتشار ناخالصی برای ساختن پنجره‌های غیرجذب در وجه‌های حفره برای بهبود توان خروجی دیودهای لیزر با توان بالا استفاده شده است.

نمونه‌های واقعی

Well. Tea represents another facet of popular culture.

خب. چای نشان‌دهنده جنبه دیگری از فرهنگ عامه است.

منبع: 100 Most Popular Conversational Topics for Foreigners

I keep finding new facets of the game.

من دائماً در حال کشف جنبه‌های جدید بازی هستم.

منبع: VOA Standard English_Americas

So we can use them all facets of the building.

بنابراین می‌توانیم از همه جنبه‌های ساختمان استفاده کنیم.

منبع: VOA Daily Standard February 2019 Collection

The teacher carefully explained each facet of the chemical reaction.

معلم به دقت هر جنبه از واکنش شیمیایی را توضیح داد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Meditation relieves stress and anxiety and is a primary facet of CBT.

مدیتیشن استرس و اضطراب را کاهش می‌دهد و یک جنبه اصلی CBT است.

منبع: Intermediate and advanced English short essay.

Selfishness was a facet of his character that we seldom saw before.

خودخواهی جنبه‌ای از شخصیت او بود که ما به ندرت آن را قبل از آن می‌دیدیم.

منبع: Liu Yi breaks through 10,000 English vocabulary words.

Each program will explore another facet, or decade, or period of America in the twentieth century.

هر برنامه به بررسی جنبه، دهه یا دوره‌ای از آمریکا در قرن بیستم خواهد پرداخت.

منبع: VOA Special November 2020 Collection

I held it closer to my face, trying to see the hidden facets in his skin.

آن را به چهره‌ام نزدیک‌تر گرفتم و سعی کردم وجوه پنهان را در پوستش ببینم.

منبع: Twilight: Eclipse

A facet of global warming is that the tropics are expanding.

یکی از جنبه‌های گرمایش جهانی این است که مناطق گرمسیری در حال گسترش هستند.

منبع: The Economist (Summary)

It gives new " facets to Bassetts" , " transportation to Transylvanians" .

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید