oneiromancer

[ایالات متحده]/[ˌʌnɪˈrɒmənˌsɪst]/
[بریتانیا]/[ˌʌnɪˈroʊmənˌsɪst]/

ترجمه

n. شخصی که رویاهای افراد را تفسیر می‌کند؛ تفسیرگر رویا؛ کسی که در زمینه یونیرومانتی (علم تفسیر رویا) ماهر است.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a oneiromancer

یک خواب‌بین

the oneiromancer's

خواب‌بین

oneiromancer reading

خواندن خواب‌بین

becoming oneiromancers

شدن خواب‌بین‌ها

trained oneiromancer

خواب‌بین آموزش‌دیده

oneiromancer consulted

خواب‌بین مشاوره‌شده

an oneiromancer

یک خواب‌بین

oneiromancers study

خواب‌بین‌ها مطالعه می‌کنند

oneiromancer's visions

بینش‌های خواب‌بین

seeking oneiromancers

در حال جستجوی خواب‌بین‌ها

جملات نمونه

the ancient king consulted an oneiromancer to interpret his troubling dream.

پادشاه باستانی به یک یونیرومانت مشاوره داد تا رویmare اضطراب‌آورش را تفسیر کند.

many cultures historically employed an oneiromancer to divine the future.

بanyak فرهنگ‌ها در تاریخ از یک یونیرومانت برای پیش‌بینی آینده استفاده می‌کردند.

she sought the advice of an experienced oneiromancer regarding her recurring nightmare.

او به مشاوره یک یونیرومانت تجربه‌دار درباره رویmare تکراری‌اش پرداخت.

the oneiromancer carefully recorded the details of the client's dream report.

یونیرومانت با دقت جزئیات گزارش رویmare مشتری را ثبت کرد.

he claimed to be a skilled oneiromancer, able to decipher any dream symbolism.

او ادعا کرد که یک یونیرومانت ماهر است که می‌تواند هرگونه نماد رویmare را تفسیر کند.

the oneiromancer’s interpretations were often cryptic and open to interpretation.

تفسیرهای یونیرومانت اغلب رمزآلود بودند و به تفسیر آزاد بودند.

the court summoned an oneiromancer to analyze the queen’s prophetic dream.

دیوان یک یونیرومانت را برای تحلیل رویmare پیش‌بینی‌کننده پادشاهی فراخواند.

skeptics questioned the validity of the oneiromancer’s dream predictions.

شک‌گرایان صحت پیش‌بینی‌های رویmare یونیرومانت را به سوال کشیدند.

the oneiromancer used symbolic language to explain the dream’s meaning.

یونیرومانت از زبان نمادین برای توضیح معنای رویmare استفاده کرد.

he studied ancient texts to become a respected oneiromancer.

او متون باستانی را مطالعه کرد تا به یک یونیرومانت مورد احترام تبدیل شود.

the villagers revered the oneiromancer for his ability to foresee events.

روستایی‌ها یونیرومانت را به دلیل توانایی‌اش در پیش‌بینی رویدادها می‌پرستیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید