onenesses

[ایالات متحده]/ˈwʌnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈwʌnəsɪz/

ترجمه

n. حالت یک بودن؛ وحدت؛ یگانگی؛ فردیت؛ هویت یا مشابهت؛ تمامیت؛ کمال

عبارات و ترکیب‌ها

spiritual onenesses

وحدت‌های معنوی

cultural onenesses

وحدت‌های فرهنگی

social onenesses

وحدت‌های اجتماعی

emotional onenesses

وحدت‌های عاطفی

personal onenesses

وحدت‌های شخصی

global onenesses

وحدت‌های جهانی

intellectual onenesses

وحدت‌های فکری

physical onenesses

وحدت‌های فیزیکی

ecological onenesses

وحدت‌های اکولوژیکی

artistic onenesses

وحدت‌های هنری

جملات نمونه

the concept of oneness emphasizes our shared humanity.

مفهوم یگانگی بر مشترکات انسانی ما تأکید می‌کند.

many cultures celebrate the oneness of life.

فرهنگ‌های بسیاری یگانگی زندگی را جشن می‌گیرند.

the oneness of the universe is a profound idea.

یگانگی جهان یک ایده عمیق است.

in meditation, we seek a sense of oneness.

در مدیتیشن، ما به دنبال حسی از یگانگی هستیم.

the oneness of our goals can unite us.

یگانگی اهداف ما می‌تواند ما را متحد کند.

oneness can lead to greater understanding among people.

یگانگی می‌تواند منجر به درک بیشتر بین مردم شود.

they discussed the oneness of spiritual beliefs.

آنها در مورد یگانگی باورهای معنوی بحث کردند.

oneness is often portrayed in art and literature.

یگانگی اغلب در هنر و ادبیات به تصویر کشیده می‌شود.

the oneness of nature inspires many artists.

یگانگی طبیعت الهام بخش بسیاری از هنرمندان است.

achieving oneness requires empathy and compassion.

رسیدن به یگانگی نیازمند همدلی و شفقت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید