| جمع | openwindows |
openwindow view
باز کردن پنجره
opening openwindow
باز کردن پنجره
opened openwindow
باز کردن پنجره
keep openwindow open
باز کردن پنجره
openwindow breeze
باز کردن پنجره
through openwindow
باز کردن پنجره
near openwindow
باز کردن پنجره
openwindow frame
باز کردن پنجره
openwindow curtains
باز کردن پنجره
i always open window in the morning to let fresh air into my apartment.
من همیشه در صبح پنجره را باز میکنم تا هوا تازه به آپارتمان من بیاید.
the cat loves to sit by the open window and watch birds outside.
گربه دوست دارد که در کنار پنجره باز بنشیند و پرندگان بیرون را نگاه کند.
please open window slightly to let in some fresh air without letting in too much noise.
لطفاً پنجره را کمی باز کنید تا هوا تازه وارد شود بدون اینکه زیادی صدای وارد شود.
through the open window, i could hear children playing in the park.
از طریق پنجره باز میتوانستم کودکان را در پارک بازی کردن را بشنوم.
she leaned out of the open window to wave goodbye to her friends.
او از پنجره باز خارج شد تا به دوستانش لیوانی بزند.
the open window allows natural light to flood into the dim room.
پنجره باز اجازه میدهد که نور طبیعی به اتاق تاریک جاری شود.
a gentle breeze came through the open window and cooled the hot room.
یک باد خفیف از طریق پنجره باز وارد شد و اتاق گرم را خنک کرد.
we should keep the open window while cooking to remove smoke from the kitchen.
ما باید پنجره باز را در حین پختن حفظ کنیم تا دود را از آشپزخانه دور کنیم.
the old house had an open window with broken shutters that rattled in the wind.
خانه قدیمی یک پنجره باز با پردههای شکسته داشت که در باد لرزید.
he noticed a flower vase sitting on the windowsill near the open window.
او متوجه یک گلدان گل که روی پنجره نزدیک پنجره باز قرار داشت شد.
the thief entered through an open window on the ground floor of the house.
کاشف از طریق یک پنجره باز در طبقه زیرین خانه وارد شد.
music drifted in through the open window from the street performance below.
موسیقی از طریق پنجره باز از نمایش خیابانی زیر وارد شد.
openwindow view
باز کردن پنجره
opening openwindow
باز کردن پنجره
opened openwindow
باز کردن پنجره
keep openwindow open
باز کردن پنجره
openwindow breeze
باز کردن پنجره
through openwindow
باز کردن پنجره
near openwindow
باز کردن پنجره
openwindow frame
باز کردن پنجره
openwindow curtains
باز کردن پنجره
i always open window in the morning to let fresh air into my apartment.
من همیشه در صبح پنجره را باز میکنم تا هوا تازه به آپارتمان من بیاید.
the cat loves to sit by the open window and watch birds outside.
گربه دوست دارد که در کنار پنجره باز بنشیند و پرندگان بیرون را نگاه کند.
please open window slightly to let in some fresh air without letting in too much noise.
لطفاً پنجره را کمی باز کنید تا هوا تازه وارد شود بدون اینکه زیادی صدای وارد شود.
through the open window, i could hear children playing in the park.
از طریق پنجره باز میتوانستم کودکان را در پارک بازی کردن را بشنوم.
she leaned out of the open window to wave goodbye to her friends.
او از پنجره باز خارج شد تا به دوستانش لیوانی بزند.
the open window allows natural light to flood into the dim room.
پنجره باز اجازه میدهد که نور طبیعی به اتاق تاریک جاری شود.
a gentle breeze came through the open window and cooled the hot room.
یک باد خفیف از طریق پنجره باز وارد شد و اتاق گرم را خنک کرد.
we should keep the open window while cooking to remove smoke from the kitchen.
ما باید پنجره باز را در حین پختن حفظ کنیم تا دود را از آشپزخانه دور کنیم.
the old house had an open window with broken shutters that rattled in the wind.
خانه قدیمی یک پنجره باز با پردههای شکسته داشت که در باد لرزید.
he noticed a flower vase sitting on the windowsill near the open window.
او متوجه یک گلدان گل که روی پنجره نزدیک پنجره باز قرار داشت شد.
the thief entered through an open window on the ground floor of the house.
کاشف از طریق یک پنجره باز در طبقه زیرین خانه وارد شد.
music drifted in through the open window from the street performance below.
موسیقی از طریق پنجره باز از نمایش خیابانی زیر وارد شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید