operosenesses

[ایالات متحده]/ˌɒpəˈrəʊzənəsɪz/
[بریتانیا]/ˌɑːpəˈroʊzənəsɪz/

ترجمه

n. کیفیت سخت کوشی یا industrious بودن؛ حالت laborious یا tedious بودن

عبارات و ترکیب‌ها

operosenesses abound

فراوانی عمل‌گرایی‌ها

operosenesses persist

عمل‌گرایی‌ها ادامه می‌یابند

operosenesses increase

عمل‌گرایی‌ها افزایش می‌یابند

operosenesses diminish

عمل‌گرایی‌ها کاهش می‌یابند

operosenesses challenge

عمل‌گرایی‌ها چالش را رقم می‌زنند

operosenesses require

عمل‌گرایی‌ها نیازمندی ایجاد می‌کنند

operosenesses reflect

عمل‌گرایی‌ها بازتابنده هستند

operosenesses overwhelm

عمل‌گرایی‌ها غرق‌آور هستند

operosenesses define

عمل‌گرایی‌ها تعریف می‌کنند

operosenesses observed

عمل‌گرایی‌ها مشاهده شده‌اند

جملات نمونه

her operosenesses made the project more challenging.

پیچیدگی‌های او باعث چالش‌برانگیزتر شدن پروژه شد.

despite the operosenesses involved, they completed the task successfully.

با وجود پیچیدگی‌های موجود، آن‌ها وظیفه را با موفقیت به پایان رساندند.

the operosenesses of the procedure were overwhelming.

پیچیدگی‌های روش بسیار زیاد بود.

he often complained about the operosenesses of paperwork.

او اغلب در مورد پیچیدگی‌های کارهای اداری شکایت می‌کرد.

they navigated through the operosenesses of the regulations.

آن‌ها از میان پیچیدگی‌های قوانین عبور کردند.

her operosenesses in planning led to delays.

پیچیدگی‌های او در برنامه‌ریزی منجر به تاخیر شد.

the operosenesses of the task required extra resources.

پیچیدگی‌های وظیفه نیاز به منابع اضافی داشت.

understanding the operosenesses of the law is essential.

درک پیچیدگی‌های قانون ضروری است.

he found joy in overcoming the operosenesses of his work.

او از غلبه بر پیچیدگی‌های کاری خود لذت برد.

the operosenesses of the project were daunting at first.

در ابتدا پیچیدگی‌های پروژه بسیار ترسناک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید