oppugns

[ایالات متحده]/əˈpjuːɡn/
[بریتانیا]/əˈpjuɡn/

ترجمه

v. به چالش کشیدن یا سوال کردن

عبارات و ترکیب‌ها

oppugns authority

به چالش کشیدن اقتدار

oppugns tradition

به چالش کشیدن سنت

oppugns idea

به چالش کشیدن ایده

oppugns belief

به چالش کشیدن باور

oppugns system

به چالش کشیدن سیستم

oppugns policy

به چالش کشیدن سیاست

oppugns notion

به چالش کشیدن مفهوم

oppugns practice

به چالش کشیدن عمل

oppugns power

به چالش کشیدن قدرت

oppugns change

به چالش کشیدن تغییر

جملات نمونه

his argument oppugns the established theory.

استدلال او نظریه اثباتی‌شده را به چالش می‌کشد.

she often oppugns the decisions made by the committee.

او اغلب تصمیمات گرفته شده توسط کمیته را به چالش می‌کشد.

the lawyer oppugns the evidence presented in court.

وکیل مدارک ارائه شده در دادگاه را به چالش می‌کشد.

many scholars oppugn the validity of the study.

بسیاری از محققان اعتبار مطالعه را زیر سوال می‌برند.

his actions oppugn the values of our organization.

اقدامات او ارزش‌های سازمان ما را زیر سوال می‌برد.

she oppugns the idea that money can buy happiness.

او این ایده را که پول می‌تواند خوشبختی را به ارمغان بیاورد، به چالش می‌کشد.

critics oppugn the film's portrayal of history.

منتقدان نحوه به تصویر کشیدن تاریخ در فیلم را به چالش می‌کشند.

he oppugns the notion of absolute freedom.

او مفهوم آزادی مطلق را به چالش می‌کشد.

some community members oppugn the new policy.

برخی از اعضای جامعه سیاست جدید را به چالش می‌کشند.

the professor oppugns the traditional teaching methods.

استاد روش‌های تدریس سنتی را به چالش می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید