orals

[ایالات متحده]/ˈɔːrəlz/
[بریتانیا]/ˈɔrəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. امتحانات شفاهی، به ویژه در زبان‌های خارجی؛ امتحانات شفاهی در دانشگاه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

oral exams

آزمون‌های شفاهی

oral presentations

ارائه‌های شفاهی

oral history

سابقه شفاهی

oral communication

ارتباط شفاهی

oral skills

مهارت‌های شفاهی

oral arguments

استدلال‌های شفاهی

oral tests

آزمون‌های کتبی شفاهی

oral traditions

آداب و رسوم شفاهی

oral performance

اجرای شفاهی

oral feedback

بازخورد شفاهی

جملات نمونه

she excelled in her orals during the final exams.

او در امتحان نهایی در ارائه‌های شفاهی خود بسیار موفق عمل کرد.

orals are an important part of the assessment process.

ارائه‌های شفاهی بخش مهمی از فرآیند ارزیابی هستند.

he practiced his orals every day to prepare.

او هر روز برای آمادگی ارائه‌های شفاهی خود تمرین می‌کرد.

many students feel nervous about their orals.

بسیاری از دانش‌آموزان در مورد ارائه‌های شفاهی خود مضطرب هستند.

she gave a brilliant presentation during her orals.

او یک ارائه درخشان در طول ارائه‌های شفاهی خود ارائه داد.

they scheduled the orals for next week.

آنها ارائه‌های شفاهی را برای هفته آینده زمان‌بندی کردند.

orals can be a great way to demonstrate knowledge.

ارائه‌های شفاهی می‌توانند راهی عالی برای نشان دادن دانش باشند.

he received feedback on his orals from the professor.

او از استاد بازخورد در مورد ارائه‌های شفاهی خود دریافت کرد.

some students prefer written exams over orals.

برخی از دانش‌آموزان ترجیح می‌دهند به جای ارائه‌های شفاهی، امتحان کتبی دهند.

orals require good communication skills.

ارائه‌های شفاهی به مهارت‌های ارتباطی خوب نیاز دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید