orangs

[ایالات متحده]/ɔː'ræŋ/
[بریتانیا]/ɔ'ræŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اورانگوتان

عبارات و ترکیب‌ها

orang utan

اُرانگوتان

orangutan habitat

زیستگاه اورانگوتان

جملات نمونه

Hantu Orang atau Orang Hantu?

حضور ارواح یا ارواح؟

oranges that peel easily.

پرتقس‌هایی که به راحتی پوست‌گیری می‌شوند.

These oranges were put by for the winter.

این پرتقس‌ها برای زمستان کنار گذاشته شده بودند.

Oranges are my favorite fruit.

پرتقس میوه مورد علاقه من است.

Oranges are rich in vitamin C.

پرتقس‌ها سرشار از ویتامین C هستند.

Oranges contain vitamin C.

پرتقس‌ها حاوی ویتامین C هستند.

The oranges bulged his pocket.

پرتقال‌ها جیب او را برآمدگی دادند.

Oranges and lemons are citrus fruits.

پرتقال و لیمو میوه‌های استوایی هستند.

I'll crush the juice out of oranges for you.

من آبمیوه پرتقس را برای شما فشار خواهم داد.

She papered the oranges carefully.

او با دقت روی پرتقس‌ها کاغذ کشید.

Pick out a dozen oranges for me.

یک دوازده پرتقس برای من انتخاب کن.

He is eating oranges in segments.

او در حال خوردن پرتقس‌ها به صورت قطعه قطعه است.

and with the froward thou wilt shew thyself unsavoury. terhadap orang yang suci Engkau berlaku suci, tetapi terhadap orang yang bengkok Engkau berlaku belat-belit.

و با فریبکاران، تو خود را ناخوشایند نشان خواهی داد. در برابر افراد مقدس، تو مقدس رفتار می‌کنی، اما در برابر افراد کج‌رو، تو رفتار دوگانه خواهی داشت.

She shared the oranges between the three children.

او پرتقس‌ها را بین سه کودک تقسیم کرد.

You can buy fruit here — oranges and bananas, for example.

شما می توانید میوه در اینجا بخرید - به عنوان مثال، پرتقال و موز.

"Apples, oranges, and bananas are fruit."

«سیب، پرتقال و موز میوه هستند.»

I like bananas, but I like oranges, too.

من موز دوست دارم، اما پرتقال هم دوست دارم.

The fruit seller palmed off some bad oranges onto the old lady.

فروشنده میوه پرتقس‌های بد را به بانوی پیر فروخت.

For I have satiated the weary soul, and I have replenished every sorrowful soul. Sebab Aku akan membuat segar orang yang lelah, dan setiap orang yang merana akan Kubuat puas.""

زیرا من روح خسته را سیر کرده‌ام و هر روح غمگین را پر کرده‌ام. زیرا من آنانی را که خسته هستند تازه خواهم کرد و هر کسی که رنج می‌کشد را راضی خواهم کرد.

" actually.Still have at the back of of this word: carboxyl oranges red à of Hu of sound of L(of  einsteinium Gu, picture) , he Ke is watched?

" در واقع. هنوز در پشت این کلمه: پرتقس‌های قرمز کربوکسیل à از Hu از صدای L(از  einsteinium Gu، تصویر)، او Ke زیر نظر است؟

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید