orated

[ایالات متحده]/əˈreɪtɪd/
[بریتانیا]/əˈreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای ارائه یک سخنرانی رسمی; به صورت بزرگ یا متکبرانه صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

orated speech

سخنرانی رسمی

orated presentation

ارائه رسمی

orated lecture

سخنرانی دانشگاهی

orated statement

اظهار نظر رسمی

orated address

سخنرانی رسمی

orated performance

اجرای رسمی

orated message

پیام رسمی

orated monologue

مونولوگ رسمی

orated commentary

تفسیر رسمی

orated dialogue

گفتگوی رسمی

جملات نمونه

he orated passionately about the need for climate action.

او با شور و اشتیاق درباره ضرورت اقداماتی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی صحبت کرد.

she orated at the conference, captivating the audience.

او در کنفرانس سخنرانی کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.

the politician orated his vision for a better future.

سیاستمدار چشم‌انداز خود برای آینده‌ای بهتر را بیان کرد.

during the ceremony, he orated in honor of the fallen heroes.

در طول مراسم، او به افتخار قهرمانان جان باخته سخنرانی کرد.

she orated eloquently, leaving a lasting impression.

او به طور فصیح سخنرانی کرد و تأثیر ماندگاری گذاشت.

the professor orated on the importance of education.

پروفسور درباره اهمیت آموزش صحبت کرد.

he orated about the history of the civil rights movement.

او درباره تاریخ جنبش حقوق مدنی صحبت کرد.

at the rally, she orated to inspire the crowd.

در گردهمایی، او برای الهام بخشیدن به جمعیت سخنرانی کرد.

the speaker orated with great enthusiasm and energy.

سخنرانی با شور و نشاط فراوان سخنرانی کرد.

he orated passionately, advocating for social justice.

او با شور و اشتیاق، از عدالت اجتماعی حمایت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید