orated speech
سخنرانی رسمی
orated presentation
ارائه رسمی
orated lecture
سخنرانی دانشگاهی
orated statement
اظهار نظر رسمی
orated address
سخنرانی رسمی
orated performance
اجرای رسمی
orated message
پیام رسمی
orated monologue
مونولوگ رسمی
orated commentary
تفسیر رسمی
orated dialogue
گفتگوی رسمی
he orated passionately about the need for climate action.
او با شور و اشتیاق درباره ضرورت اقداماتی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی صحبت کرد.
she orated at the conference, captivating the audience.
او در کنفرانس سخنرانی کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the politician orated his vision for a better future.
سیاستمدار چشمانداز خود برای آیندهای بهتر را بیان کرد.
during the ceremony, he orated in honor of the fallen heroes.
در طول مراسم، او به افتخار قهرمانان جان باخته سخنرانی کرد.
she orated eloquently, leaving a lasting impression.
او به طور فصیح سخنرانی کرد و تأثیر ماندگاری گذاشت.
the professor orated on the importance of education.
پروفسور درباره اهمیت آموزش صحبت کرد.
he orated about the history of the civil rights movement.
او درباره تاریخ جنبش حقوق مدنی صحبت کرد.
at the rally, she orated to inspire the crowd.
در گردهمایی، او برای الهام بخشیدن به جمعیت سخنرانی کرد.
the speaker orated with great enthusiasm and energy.
سخنرانی با شور و نشاط فراوان سخنرانی کرد.
he orated passionately, advocating for social justice.
او با شور و اشتیاق، از عدالت اجتماعی حمایت کرد.
orated speech
سخنرانی رسمی
orated presentation
ارائه رسمی
orated lecture
سخنرانی دانشگاهی
orated statement
اظهار نظر رسمی
orated address
سخنرانی رسمی
orated performance
اجرای رسمی
orated message
پیام رسمی
orated monologue
مونولوگ رسمی
orated commentary
تفسیر رسمی
orated dialogue
گفتگوی رسمی
he orated passionately about the need for climate action.
او با شور و اشتیاق درباره ضرورت اقداماتی برای مقابله با تغییرات آب و هوایی صحبت کرد.
she orated at the conference, captivating the audience.
او در کنفرانس سخنرانی کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
the politician orated his vision for a better future.
سیاستمدار چشمانداز خود برای آیندهای بهتر را بیان کرد.
during the ceremony, he orated in honor of the fallen heroes.
در طول مراسم، او به افتخار قهرمانان جان باخته سخنرانی کرد.
she orated eloquently, leaving a lasting impression.
او به طور فصیح سخنرانی کرد و تأثیر ماندگاری گذاشت.
the professor orated on the importance of education.
پروفسور درباره اهمیت آموزش صحبت کرد.
he orated about the history of the civil rights movement.
او درباره تاریخ جنبش حقوق مدنی صحبت کرد.
at the rally, she orated to inspire the crowd.
در گردهمایی، او برای الهام بخشیدن به جمعیت سخنرانی کرد.
the speaker orated with great enthusiasm and energy.
سخنرانی با شور و نشاط فراوان سخنرانی کرد.
he orated passionately, advocating for social justice.
او با شور و اشتیاق، از عدالت اجتماعی حمایت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید