orbicular

[ایالات متحده]/ɔːˈbɪkjʊlə/
[بریتانیا]/ɔrˈbɪkjələr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شکل کره یا دایره؛ حلقه‌ای یا دایره‌ای؛ کامل یا تمام

عبارات و ترکیب‌ها

orbicular muscles

عضلات دایره‌ای

orbicular shape

شکل دایره‌ای

orbicularis oris

عضله‌ی دهانی

orbicular zone

منطقه دایره‌ای

orbicular pattern

الگوی دایره‌ای

orbicular leaf

برگ دایره‌ای

orbicular movement

حرکت دایره‌ای

orbicular form

فرم دایره‌ای

orbicular structure

ساختار دایره‌ای

orbicular feature

ویژگی دایره‌ای

جملات نمونه

the orbicular shape of the stone caught my eye.

شکل کروی سنگ توجه من را جلب کرد.

she wore an orbicular pendant that sparkled in the light.

او یک آویز کروی به تن داشت که در نور می‌درخشید.

the artist created an orbicular design for the sculpture.

هنرمند یک طرح کروی برای مجسمه ایجاد کرد.

orbicular leaves are often found in tropical plants.

برگ‌های کروی اغلب در گیاهان استوایی یافت می‌شوند.

the orbicular clouds signaled a change in the weather.

ابر‌های کروی نشان‌دهنده تغییر آب و هوا بودند.

he has an orbicular tattoo on his arm.

او یک تتو کروی روی بازویش دارد.

the orbicular structure of the cell is vital for its function.

ساختار کروی سلول برای عملکرد آن حیاتی است.

she admired the orbicular patterns in the marble.

او به الگوهای کروی در سنگ مرمر علاقه داشت.

his orbicular glasses gave him a unique look.

عینک‌های کروی او ظاهری منحصر به فرد به او می‌داد.

the orbicular nature of the fruit made it easy to hold.

طبیعت کروی میوه باعث می‌شد گرفتن آن آسان باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید