orbiter

[ایالات متحده]/ˈɔːbɪtə/
[بریتانیا]/ˈɔːrbɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فضاپیما که برای رفتن به مدار دور یک جسم آسمانی طراحی شده است؛ یک ماهواره یا جسمی که دور یک جسم دیگر می‌چرخد

عبارات و ترکیب‌ها

moon orbiter

گردشگر ماه

satellite orbiter

گردشگر ماهواره

planetary orbiter

گردشگر سیاره‌ای

space orbiter

گردشگر فضایی

mars orbiter

گردشگر مریخ

orbiter mission

ماموریت گردشگر

orbiter launch

پرتاب گردشگر

orbiter design

طراحی گردشگر

orbiter data

اطلاعات گردشگر

orbiter control

کنترل گردشگر

جملات نمونه

the orbiter successfully entered mars' orbit.

گردشی با موفقیت وارد مدار مریخ شد.

the satellite orbiter collects data from the planet's surface.

گردشی ماهواره‌ای داده‌ها را از سطح سیاره جمع‌آوری می‌کند.

nasa launched a new orbiter to study the moon.

ناسا یک گردشی جدید برای مطالعه ماه پرتاب کرد.

the orbiter transmitted high-resolution images back to earth.

گردشی تصاویر با وضوح بالا را به زمین ارسال کرد.

engineers are monitoring the orbiter's systems closely.

مهندسان به دقت سیستم‌های گردشی را رصد می‌کنند.

the orbiter's mission is to explore the asteroid belt.

ماموریت گردشی کاوش در کمربند سیارک‌ها است.

scientists hope the orbiter will reveal new information about the atmosphere.

دانشمندان امیدوارند گردشی اطلاعات جدیدی در مورد جو زمین را آشکار کند.

the orbiter is equipped with advanced imaging technology.

گردشی مجهز به فناوری تصویربرداری پیشرفته است.

after years of development, the orbiter is finally ready for launch.

پس از سال‌ها توسعه، گردشی سرانجام برای پرتاب آماده است.

the orbiter will help scientists understand the planet's geology.

گردشی به دانشمندان کمک می‌کند تا زمین‌شناسی سیاره را درک کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید