ordinand

[ایالات متحده]/ˈɔːdɪnənd/
[بریتانیا]/ˈɔrdɪnænd/

ترجمه

n. نامزدی برای تقدس؛ فردی که برای مقام مقدس آماده می‌شود
Word Forms
جمعordinands

عبارات و ترکیب‌ها

new ordinand

نامزد جدید

ordained ordinand

نامزد منصوب

female ordinand

نامزد زن

male ordinand

نامزد مرد

young ordinand

نامزد جوان

experienced ordinand

نامزد با تجربه

aspiring ordinand

نامزد جاه‌طلب

recent ordinand

نامزد جدیدالورود

local ordinand

نامزد محلی

جملات نمونه

the ordinand received his first assignment after graduation.

نامزد کشیش پس از فارغ‌التحصیلی اولین انتصاب خود را دریافت کرد.

the church held a ceremony to ordain the new ordinand.

کلیسای محلی برای تقدیس کشیش جدید مراسمی برگزار کرد.

each ordinand must complete a series of theological courses.

هر کشیش جدید باید مجموعه‌ای از دوره‌های الهیات را تکمیل کند.

the ordinand was nervous before the ordination service.

کشیش جدید قبل از مراسم تقدیس مضطرب بود.

support from the congregation is vital for the ordinand.

حمایت از سوی جمعيت برای کشیش جدید حیاتی است.

the ordinand shared his journey of faith during the sermon.

کشیش جدید سفر ایمان خود را در طول سخنرانی به اشتراک گذاشت.

many ordinands participate in community service as part of their training.

بسیاری از کشیشان جدید به عنوان بخشی از آموزش خود در خدمات اجتماعی شرکت می‌کنند.

the ordinand's family attended the special service.

خانواده کشیش جدید در این مراسم ویژه حضور داشتند.

being an ordinand requires dedication and commitment.

کشیش بودن نیاز به تعهد و فداکاری دارد.

the ordinand was excited to begin his ministry.

کشیش جدید برای شروع وزارت خود هیجان‌زده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید