cleaning ordures
پاک کردن زباله ها
removing ordures
حذف زباله ها
ordures disposal
دور انداختن زباله ها
collecting ordures
جمع آوری زباله ها
ordures management
مدیریت زباله ها
ordures treatment
درمان زباله ها
ordures removal
حذف زباله ها
ordures collection
جمع آوری زباله ها
ordures storage
نگهداری زباله ها
ordures cleanup
پاکسازی زباله ها
he stepped in the ordure while walking through the park.
او در حالی که از پارک عبور میکرد، در زبالهها قدم گذاشت.
the farmer had to clean the ordure from the barn.
کشاورز مجبور شد زبالهها را از دامداری تمیز کند.
ordure can attract pests if not disposed of properly.
اگر به درستی از بین نرود، زبالهها میتواند باعث جذب آفات شود.
they used ordure as fertilizer for the garden.
آنها از زبالهها به عنوان کود برای باغ استفاده کردند.
in ancient times, ordure was often used in agriculture.
در زمانهای قدیم، زبالهها اغلب در کشاورزی استفاده میشدند.
he complained about the smell of ordure in the alley.
او در مورد بوی زباله در کوچه شکایت کرد.
cleaning up ordure is part of pet ownership.
تمیز کردن زباله بخشی از مسئولیت داشتن حیوان خانگی است.
they reported the ordure issue to the local authorities.
آنها مشکل زباله را به مقامات محلی گزارش کردند.
ordure can be a health hazard if left untreated.
اگر درمان نشود، زبالهها میتواند یک خطر برای سلامتی باشد.
proper disposal of ordure is essential for hygiene.
دفع بهداشتی زباله برای رعایت بهداشت ضروری است.
cleaning ordures
پاک کردن زباله ها
removing ordures
حذف زباله ها
ordures disposal
دور انداختن زباله ها
collecting ordures
جمع آوری زباله ها
ordures management
مدیریت زباله ها
ordures treatment
درمان زباله ها
ordures removal
حذف زباله ها
ordures collection
جمع آوری زباله ها
ordures storage
نگهداری زباله ها
ordures cleanup
پاکسازی زباله ها
he stepped in the ordure while walking through the park.
او در حالی که از پارک عبور میکرد، در زبالهها قدم گذاشت.
the farmer had to clean the ordure from the barn.
کشاورز مجبور شد زبالهها را از دامداری تمیز کند.
ordure can attract pests if not disposed of properly.
اگر به درستی از بین نرود، زبالهها میتواند باعث جذب آفات شود.
they used ordure as fertilizer for the garden.
آنها از زبالهها به عنوان کود برای باغ استفاده کردند.
in ancient times, ordure was often used in agriculture.
در زمانهای قدیم، زبالهها اغلب در کشاورزی استفاده میشدند.
he complained about the smell of ordure in the alley.
او در مورد بوی زباله در کوچه شکایت کرد.
cleaning up ordure is part of pet ownership.
تمیز کردن زباله بخشی از مسئولیت داشتن حیوان خانگی است.
they reported the ordure issue to the local authorities.
آنها مشکل زباله را به مقامات محلی گزارش کردند.
ordure can be a health hazard if left untreated.
اگر درمان نشود، زبالهها میتواند یک خطر برای سلامتی باشد.
proper disposal of ordure is essential for hygiene.
دفع بهداشتی زباله برای رعایت بهداشت ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید