ordures

[ایالات متحده]/ˈɔːdʒəz/
[بریتانیا]/ˈɔrdʒərz/

ترجمه

n. مدفوع؛ فضولات؛ مواد زائد؛ کثافت؛ زباله

عبارات و ترکیب‌ها

cleaning ordures

پاک کردن زباله ها

removing ordures

حذف زباله ها

ordures disposal

دور انداختن زباله ها

collecting ordures

جمع آوری زباله ها

ordures management

مدیریت زباله ها

ordures treatment

درمان زباله ها

ordures removal

حذف زباله ها

ordures collection

جمع آوری زباله ها

ordures storage

نگهداری زباله ها

ordures cleanup

پاکسازی زباله ها

جملات نمونه

he stepped in the ordure while walking through the park.

او در حالی که از پارک عبور می‌کرد، در زباله‌ها قدم گذاشت.

the farmer had to clean the ordure from the barn.

کشاورز مجبور شد زباله‌ها را از دامداری تمیز کند.

ordure can attract pests if not disposed of properly.

اگر به درستی از بین نرود، زباله‌ها می‌تواند باعث جذب آفات شود.

they used ordure as fertilizer for the garden.

آنها از زباله‌ها به عنوان کود برای باغ استفاده کردند.

in ancient times, ordure was often used in agriculture.

در زمان‌های قدیم، زباله‌ها اغلب در کشاورزی استفاده می‌شدند.

he complained about the smell of ordure in the alley.

او در مورد بوی زباله در کوچه شکایت کرد.

cleaning up ordure is part of pet ownership.

تمیز کردن زباله بخشی از مسئولیت داشتن حیوان خانگی است.

they reported the ordure issue to the local authorities.

آنها مشکل زباله را به مقامات محلی گزارش کردند.

ordure can be a health hazard if left untreated.

اگر درمان نشود، زباله‌ها می‌تواند یک خطر برای سلامتی باشد.

proper disposal of ordure is essential for hygiene.

دفع بهداشتی زباله برای رعایت بهداشت ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید