organdy

[ایالات متحده]/ˈɔːɡəndɪ/
[بریتانیا]/ˈɔrɡəndi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه نازک پنبه‌ای؛ پارچه شفاف شبیه بال‌های جیرجیرک
Word Forms
جمعorgandies

عبارات و ترکیب‌ها

organdy fabric

پارچه ارگانزا

organdy dress

لباس ارگانزا

organdy ribbon

جوراب ارگانزا

organdy curtain

پرده ارگانزا

organdy blouse

بلوز ارگانزا

organdy overlay

لایه ارگانزا

organdy trim

حاشیه ارگانزا

organdy tablecloth

زیرپوستی ارگانزا

organdy scarf

شال ارگانزا

organdy flower

گل ارگانزا

جملات نمونه

the dress was made of delicate organdy.

لباس از ارگانزا لطیف دوخته شده بود.

she chose organdy for the wedding decor.

او ارگانزا را برای تزیینات عروسی انتخاب کرد.

organdy is perfect for summer clothing.

ارگانزا برای لباس های تابستانی عالی است.

he wrapped the gift in organdy fabric.

او هدیه را در پارچه ارگانزا بست.

the curtains were made of sheer organdy.

پرده ها از ارگانزای نازک دوخته شده بودند.

she added organdy ribbons to her hairstyle.

او نوارهای ارگانزا را به مدل موی خود اضافه کرد.

organdy can be easily dyed in various colors.

ارگانزا را می توان به راحتی به رنگ های مختلف رنگ کرد.

he prefers organdy for its lightweight feel.

او ترجیح می دهد ارگانزا را به دلیل حس سبکی آن انتخاب کند.

organdy is often used in evening gowns.

ارگانزا اغلب در لباس های شب استفاده می شود.

she loves the way organdy flows in the wind.

او عاشق این است که ارگانزا چگونه در باد جریان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید