organochlorides

[ایالات متحده]//ɔːˌɡænəʊˈklɔːraɪdz//
[بریتانیا]//ɔːrˌɡænoʊˈklɔːraɪdz//

ترجمه

n. جمع از organochloride؛ ترکیبات آلی که پیوند کربن-کلر دارند.

عبارات و ترکیب‌ها

toxic organochlorides

اورگانوکلریدهای سمی

persistent organochlorides

اورگانوکلریدهای پایدار

volatile organochlorides

اورگانوکلریدهای فرار

synthetic organochlorides

اورگانوکلریدهای سنتتیک

lipophilic organochlorides

اورگانوکلریدهای چربی دوست

halogenated organochlorides

اورگانوکلریدهای هالوژن‌دار

chlorinated organochlorides

اورگانوکلریدهای کلردار

industrial organochlorides

اورگانوکلریدهای صنعتی

bioaccumulative organochlorides

اورگانوکلریدهای تجمع‌کننده در بدن

organochlorides detected

اورگانوکلریدهای شناسایی شده

جملات نمونه

organochloride pesticides were widely used in agriculture until their environmental risks became apparent.

پестициدهای ارگانوکلریدی تا زمانی که خطرات محیطی آنها آشکار شد، در کشاورزی به طور گسترده استفاده می‌شدند.

many organochloride compounds persist in the environment for decades due to their chemical stability.

بیشتر ترکیبات ارگانوکلریدی به دلیل پایداری شیمیایی آنها در محیط به مدت دهه‌ها باقی می‌مانند.

organochloride contamination has been detected in water sources near industrial areas.

آلودگی ارگانوکلریدی در منابع آب نزدیک مناطق صنعتی کشف شده است.

the use of organochloride insecticides was banned in many countries during the 1980s.

استفاده از آفت‌کش‌های ارگانوکلریدی در بسیاری از کشورها در دهه 1980 ممنوع شد.

organochloride residues can accumulate in the fatty tissues of fish and wildlife.

مغزهای ارگانوکلریدی می‌توانند در بافت‌های چرب ماهی‌ها و جانوران وحشی تجمع یابد.

scientists are studying the long-term effects of organochloride exposure on human health.

دانشمندان تأثیرات بلندمدت مواجهه با ارگانوکلریدی بر سلامت انسان را مطالعه می‌کنند.

organochloride pollution poses a serious threat to marine ecosystems.

آلودگی ارگانوکلریدی به اکوسیستم‌های دریایی تهدید جدی وارد می‌کند.

some organochloride compounds are classified as persistent organic pollutants.

برخی از ترکیبات ارگانوکلریدی به عنوان آلاینده‌های ارگانیک پایدار طبقه‌بندی می‌شوند.

the regulation of organochloride chemicals has become more stringent in recent years.

در سال‌های اخیر، کنترل مواد شیمیایی ارگانوکلریدی سخت‌تر شده است.

organochloride pesticides have been linked to declining bird populations.

پестиسیدهای ارگانوکلریدی به کاهش جمعیت پرندگان مربوط می‌شود.

remediation techniques for organochloride-contaminated soil are being developed.

روش‌های بازیابی خاک آلوده به ارگانوکلریدی در حال توسعه است.

organochloride compounds can enter the food chain through agricultural runoff.

ترکیبات ارگانوکلریدی می‌توانند از طریق رواناب کشاورزی به زنجیره غذایی وارد شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید