orgasming

[ایالات متحده]/ɔːˈɡæzmɪŋ/
[بریتانیا]/ɔrˈɡæzmɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هیجان شدید; اصطلاح پزشکی برای هایپر سکسوالیته; اصطلاح بیولوژیکی برای اوج جنسی; اوج جنسی; ارگاسم تا مرگ; اوج تمایل جنسی
v. به اوج جنسی رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

orgasming together

ارگاسم گرفتن با هم

orgasming intensely

ارگاسم شدید

orgasming loudly

ارگاسم با صدای بلند

orgasming repeatedly

ارگاسم مکرر

orgasming passionately

ارگاسم با اشتیاق

orgasming togetherness

ارگاسم در کنار هم

orgasming freely

ارگاسم آزادانه

orgasming blissfully

ارگاسم با خوشی

orgasming unexpectedly

ارگاسم غیرمنتظره

orgasming joyfully

ارگاسم با شادی

جملات نمونه

she was orgasming from the intense pleasure.

او از شدت لذت دچار ارگاسم شد.

they were orgasming together during their intimate moment.

آنها در لحظه صمیمانه خود با هم دچار ارگاسم شدند.

he described the feeling of orgasming as euphoric.

او احساس ارگاسم را به عنوان یک حس اوج لذت توصیف کرد.

she felt herself orgasming unexpectedly.

او به طور غیرمنتظره ای احساس کرد که دچار ارگاسم شده است.

orgasming can be a powerful release of tension.

ارگاسم می تواند یک رهایی قدرتمند از تنش باشد.

they explored new ways of orgasming together.

آنها روش های جدیدی برای ارگاسم با هم کشف کردند.

he was surprised by how quickly she was orgasming.

او از اینکه او چقدر سریع دچار ارگاسم می شد، تعجب کرد.

many factors can influence the experience of orgasming.

عوامل زیادی می توانند بر تجربه ارگاسم تأثیر بگذارند.

she found herself orgasming multiple times in one session.

او متوجه شد که در یک جلسه چندین بار دچار ارگاسم می شود.

orgasming is often depicted in movies as a dramatic moment.

ارگاسم اغلب در فیلم ها به عنوان یک لحظه دراماتیک به تصویر کشیده می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید