orientalizing

[ایالات متحده]/[ˌɔːrɪˈɛntəlaɪzɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˌɔːrɪˈɛntəlˌaɪzɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به عناصر هنر، فرهنگ یا سبک شرقی اقتباس کردن یا تحت تأثیر قرار گرفتن (n, v, adj)
adj. مربوط به یا مشخص‌کننده هنر، فرهنگ یا سبک شرقی (adj)
v. (مجهول) تحت تأثیر قرار گرفتن یا اقتباس کردن از عناصر هنر، فرهنگ یا سبک شرقی (n, v, adj)

عبارات و ترکیب‌ها

orientalizing art

هنر شرقی‌سازی

orientalizing influence

تاثیر شرقی‌سازی

orientalizing period

دوره شرقی‌سازی

orientalizing style

سبک شرقی‌سازی

orientalizing cultures

فرهنگ‌های شرقی‌سازی

he's orientalizing

او در حال شرقی‌سازی است

orientalizing process

فرآیند شرقی‌سازی

orientalizing elements

عناصر شرقی‌سازی

orientalizing architecture

معماری شرقی‌سازی

orientalizing aesthetic

زیست‌شناسی شرقی‌سازی

جملات نمونه

the museum's exhibit heavily orientalized japanese art for western audiences.

نمایشی در موزه، هنر ژاپنی را برای مخاطبان غربی به شدت به سبک شرقی درآورد.

critics accused the film of orientalizing asian cultures and perpetuating stereotypes.

منتقدان فیلم را به دلیل شرقی‌گرایی فرهنگ‌های آسیایی و تداوم کلیشه‌ها متهم کردند.

the novel's portrayal of the middle east was criticized for orientalizing the region.

تصویری که رمان از خاورمیانه ارائه می‌داد به دلیل شرقی‌گرایی منطقه مورد انتقاد قرار گرفت.

he cautioned against orientalizing the complexities of indian philosophy.

او در مورد شرقی‌گرایی پیچیدگی‌های فلسفه هندی هشدار داد.

the travel brochure romanticized and orientalized the country's traditions.

بروشور سفر سنت‌های کشور را به روشی رمانتیک و شرقی‌گرایانه به تصویر کشید.

scholars have long debated the problematic practice of orientalizing the "other."

محققان مدت طولانی است که در مورد شیوه بحث‌برانگیز شرقی‌گرایی «دیگری» بحث کرده‌اند.

the play's set design orientalized the setting, creating a stereotypical atmosphere.

طراحی صحنه نمایش، با شرقی‌گرایی صحنه، فضایی کلیشه‌ای ایجاد کرد.

the fashion line unintentionally orientalized traditional chinese clothing styles.

خط تولید مد به طور ناخواسته سبک‌های لباس سنتی چینی را شرقی‌گرایانه کرد.

we need to avoid orientalizing cultures when creating educational materials.

ما باید از شرقی‌گرایی فرهنگ‌ها هنگام تهیه مطالب آموزشی خودداری کنیم.

the artist's work was criticized for superficially orientalizing asian aesthetics.

کارهای هنرمند به دلیل شرقی‌گرایی سطحی زیبایی‌شناسی آسیایی مورد انتقاد قرار گرفت.

the historical narrative tended to orientalize the ottoman empire.

روایت تاریخی تمایل داشت امپراتوری عثمانی را شرقی‌گرایانه به تصویر بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید