ormolus

[ایالات متحده]/ˈɔːmələs/
[بریتانیا]/ˈɔːrmələs/

ترجمه

n. شیء طلاکاری شده; برنج رویی زینک

عبارات و ترکیب‌ها

ormolus design

طراحی اورمولوس

ormolus style

سبک اورمولوس

ormolus feature

ویژگی اورمولوس

ormolus element

عنصر اورمولوس

ormolus shape

شکل اورمولوس

ormolus motif

الگوی اورمولوس

ormolus detail

جزئیات اورمولوس

ormolus accent

تاکید اورمولوس

ormolus trim

نوار تزئینی اورمولوس

ormolus finish

پوشش اورمولوس

جملات نمونه

the ormolu clock was a centerpiece of the living room.

ساعت اورمولو قطعه اصلی اتاق نشیمن بود.

she admired the intricate ormolu details on the frame.

او جزئیات پیچیده اورمولو را روی قاب تحسین کرد.

the ormolu accents added elegance to the furniture.

تاکیدات اورمولو ظرافت را به مبلمان اضافه کرد.

he collects antique ormolu pieces from the 18th century.

او قطعات عتیقه اورمولو را از قرن هجدهم جمع آوری می کند.

the ormolu finish made the lamp look luxurious.

پوشش اورمولو باعث شد که چراغ لوکس به نظر برسد.

restoring the ormolu details requires skilled craftsmanship.

بازسازی جزئیات اورمولو نیاز به مهارت دارد.

the artist used ormolu to enhance the sculpture's beauty.

هنرمند از اورمولو برای افزایش زیبایی مجسمه استفاده کرد.

she found a beautiful ormolu mirror at the antique shop.

او یک آینه اورمولوی زیبا در مغازه عتیقه پیدا کرد.

the ormolu embellishments on the cabinet were stunning.

زینت های اورمولو روی کابینت خیره کننده بود.

he inherited a set of ormolu candlesticks from his grandmother.

او یک مجموعه شمع‌دان اورمولو را از مادربزرگش به ارث برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید