beautiful ornamenter
زیبا تزئینکننده
skilled ornamenter
ماهر تزئینکننده
creative ornamenter
خلاق تزئینکننده
traditional ornamenter
سنتی تزئینکننده
expert ornamenter
کارشناس تزئینکننده
modern ornamenter
مدرن تزئینکننده
local ornamenter
محلی تزئینکننده
talented ornamenter
دارای استعداد تزئینکننده
ornate ornamenter
تزئینات پیچیده تزئینکننده
seasonal ornamenter
فصل تزئینکننده
the ornamenter skillfully crafted beautiful decorations for the event.
طراح زیورآلات به طرز ماهرانه ای تزئینات زیبا برای رویداد طراحی کرد.
as an ornamenter, she transformed plain spaces into vibrant works of art.
به عنوان یک طراح زیورآلات، او فضاهای خالی را به آثار هنری پر جنب و جوش تبدیل کرد.
the ornamenter used a variety of materials to enhance the festive atmosphere.
طراح زیورآلات از انواع مواد برای افزایش فضای جشن استفاده کرد.
every ornamenter has their own unique style that reflects their personality.
هر طراح زیورآلات سبک منحصر به فرد خود را دارد که منعکس کننده شخصیت آنها است.
the ornamenter was praised for their innovative design ideas.
طراح زیورآلات به خاطر ایده های طراحی نوآورانه مورد تحسین قرار گرفت.
during the holiday season, the ornamenter was in high demand for their expertise.
در طول فصل تعطیلات، طراح زیورآلات به دلیل تخصص خود بسیار مورد تقاضا بود.
the ornamenter carefully selected colors that complemented each other beautifully.
طراح زیورآلات رنگ هایی را با دقت انتخاب کرد که به زیبایی مکمل یکدیگر بودند.
many people admire the work of a talented ornamenter.
بسیاری از مردم آثار یک طراح زیورآلات با استعداد را تحسین می کنند.
the ornamenter arranged the lights in a way that created a magical effect.
طراح زیورآلات نورها را به گونه ای چید که جلوه ای جادویی ایجاد کرد.
her role as an ornamenter allowed her to express her creativity freely.
نقش او به عنوان طراح زیورآلات به او اجازه داد تا خلاقیت خود را آزادانه بیان کند.
beautiful ornamenter
زیبا تزئینکننده
skilled ornamenter
ماهر تزئینکننده
creative ornamenter
خلاق تزئینکننده
traditional ornamenter
سنتی تزئینکننده
expert ornamenter
کارشناس تزئینکننده
modern ornamenter
مدرن تزئینکننده
local ornamenter
محلی تزئینکننده
talented ornamenter
دارای استعداد تزئینکننده
ornate ornamenter
تزئینات پیچیده تزئینکننده
seasonal ornamenter
فصل تزئینکننده
the ornamenter skillfully crafted beautiful decorations for the event.
طراح زیورآلات به طرز ماهرانه ای تزئینات زیبا برای رویداد طراحی کرد.
as an ornamenter, she transformed plain spaces into vibrant works of art.
به عنوان یک طراح زیورآلات، او فضاهای خالی را به آثار هنری پر جنب و جوش تبدیل کرد.
the ornamenter used a variety of materials to enhance the festive atmosphere.
طراح زیورآلات از انواع مواد برای افزایش فضای جشن استفاده کرد.
every ornamenter has their own unique style that reflects their personality.
هر طراح زیورآلات سبک منحصر به فرد خود را دارد که منعکس کننده شخصیت آنها است.
the ornamenter was praised for their innovative design ideas.
طراح زیورآلات به خاطر ایده های طراحی نوآورانه مورد تحسین قرار گرفت.
during the holiday season, the ornamenter was in high demand for their expertise.
در طول فصل تعطیلات، طراح زیورآلات به دلیل تخصص خود بسیار مورد تقاضا بود.
the ornamenter carefully selected colors that complemented each other beautifully.
طراح زیورآلات رنگ هایی را با دقت انتخاب کرد که به زیبایی مکمل یکدیگر بودند.
many people admire the work of a talented ornamenter.
بسیاری از مردم آثار یک طراح زیورآلات با استعداد را تحسین می کنند.
the ornamenter arranged the lights in a way that created a magical effect.
طراح زیورآلات نورها را به گونه ای چید که جلوه ای جادویی ایجاد کرد.
her role as an ornamenter allowed her to express her creativity freely.
نقش او به عنوان طراح زیورآلات به او اجازه داد تا خلاقیت خود را آزادانه بیان کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید