ornating

[ایالات متحده]/ɔːˈneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɔrˈneɪtɪŋ/

ترجمه

adj. زینتی یا به طور مفرط تزئین شده؛ در سبک گلدار یا مفصل؛ تحت تأثیر یا متظاهر

عبارات و ترکیب‌ها

ornating design

طرح تزئینی

ornating pattern

الگوی تزئینی

ornating style

سبک تزئینی

ornating detail

جزئیات تزئینی

ornating element

عنصر تزئینی

ornating feature

ویژگی تزئینی

ornating motif

نقش تزئینی

ornating accent

تاکید تزئینی

ornating touch

اشکال تزئینی

ornating artwork

هنر تزئینی

جملات نمونه

the artist is ornating the walls with beautiful murals.

هنرمند دیوارها را با نقاشی‌های دیواری زیبا تزئین می‌کند.

she spent the afternoon ornating her garden with colorful flowers.

او بعد از ظهر باغ خود را با گل‌های رنگارنگ تزئین کرد.

they are ornating the event space for the wedding.

آنها فضای رویداد را برای عروسی تزئین می‌کنند.

the children enjoyed ornating their christmas tree.

کودکان از تزئین درخت کریسمس خود لذت بردند.

he is ornating his presentation with eye-catching visuals.

او ارائه خود را با جلوه‌های بصری جذاب تزئین می‌کند.

the festival featured artists ornating the streets with vibrant art.

جشنواره هنرمندانی را که خیابان‌ها را با هنر پر جنب و جوش تزئین می‌کردند، به نمایش گذاشت.

she enjoys ornating her home with handmade crafts.

او از تزئین خانه‌اش با صنایع دستی دست‌ساز لذت می‌برد.

the designers are ornating the fashion show stage with elegant drapes.

طراحان صحنه نمایشگاه مد را با پس‌زمینه‌های شیک تزئین می‌کنند.

ornating the book covers with gold leaf made them more appealing.

تزئین جلد کتاب‌ها با برگ طلا آن‌ها را جذاب‌تر کرد.

the chef is ornating the plate with fresh herbs.

سرآشپز بشقاب را با گیاهان تازه تزئین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید